ما کاریکاتور هایی هستیم که اشک رهبر را در می آوریم

اوت 4, 2009

خوب به خاطر دارم که در دورانی که دانش آموز ابتدایی و راهنمایی بودم تنها تصاویری رو کاریکتاور می شناختم که به فرض شخصی دماغی بزرگ به صورتش داشت و یا کله اش از بدنش بزرگتر بود و یا بالعکس ولی چندی بعد با دیدن کاریکاتوریست های مختلف از دور و نزدیک متوجه شدم که کاریکاتور وسیله ایست که می تواند نقد های کاریکاتوریست را بر روی ورق آورد و آنقدر آن بخش که کاریکاتوریست به آن معترض است را بزرگ جلوه دهد که این بزرگنمایی برای موافقین با طراح خنده دار است و برای مخطبین کاریکاتور که بیننده ی نقد هستند گریه آور .

شاید به گفته ی آقای خامنه ای ما کاریکاتور هایی باشیم که در کنار هم خیابان ها را مملو از کاریکاتور های گوناگون کرده ایم اما در این بخش اشتباه کردند که ما کاریکاتورهایی از انقلاب 57 هستیم و اگر فقط یک روز خود در خیابان ها بیایند تا سوهان های روح و جسمشان را از نزدیک ببینند خودشان با قدرت تجزیه و تحلیل اندکشان می توانند تفاوت ها را درک کنند . البته ما با کاریکاتور ها تفاوت های بیشتری داریم … ما کاریکاتور هایی هستیم که کاریکاتوریست نداریم ؛ ما طراحی نشده ایم بلکه خود کاریکاتور طراحی می کنیم ؛ ما کاریکاتور هایی هستیم که خود عاشق هم هستیم ؛ کنار هم هستیم و متحد فریاد می کشیم و نشان می دهیم ما به سان دیگر کاریکاتور هایی که روی ورق هستند مسکوت نیستیم ؛ ما برای مرگ یک کاریکاتور اشک می ریزیم و برای گرفتن انتقام خون زیباترین کاریکاتور هایمان که آقای خامنه ای آن ها از ما گرفته اند به خیابان ها می رویم ؛ ما کاریکاتور های مهربان و جنجالی دنیا را به حمایت از خود واداشته ایم و ما تنها کاریکاتور هایی هستیم در سراسر دنیا از مرگ و کتک خوردنمان اشک ریخته می شود ؛ ما مانند کاریکاتور های طراحی شده ، مچاله نمی شویم بلکه ما رگ داریم و رگ هایمان مملو از خون سرخی است که اگر یکی از این رگ ها بشکافد جهان بین الملل برای ریخته شدن این خون سرخ بر خیابان ها اشک می ریزد .

ما کاریکاتور هایی هستیم که بزرگنمایی نداریم ؛ ما تعدادمان بیشمار است و این حقیقت است و همینطور ما نمی توانیم در نقد نظام و رهبر و … بزرگنمایی کنیم چراکه جنایت هایشان چنان زیاد است که دیگر نیازی به بزرگنمایی نیست . ما همان کاریکاتور هایی هستیم که خواب را از چشمان آقای خامنه ای برده است ؛ وحشت را برایش ارمغان آورده و لبخند را از لبش به سرقت برده ؛ ما تنها کاریکاتور های مبارز دنیا هستیم که همه عاشقیم … عاشق آزادی ، عاشق وطن ، عاشق مردم و عاشق عشق؛ ما همان کاریکاتور هایی هستیم که برای کشتنمان دست از هیچ جنایتی بر نداشتید ؛ کاریکاتور هایی که در بین ما بودند را در زندان ها محبوس کردید ؛ شکنجه کردید ؛ تجاوز کردید ، مگر به کاریکاتور ها هم تجاوز می کنند ؟ از اینها چیزی بعید نیست .

ما کاریکاتور هایی هستیم که اشک رهبر جلاد را در می آوریم ؛ او را به حقیر می کنیم و کاری می کنیم که روزی صد بار آرزو کند که ای کاش نقطه ای باشد تا روزی رشد یابد و خط شود … تا خطوط شود … خطوطش منسجم شود و شکل یابد … روزی یک کاریکاتور شود .

ولی او هرگز نمی تواند کاریکاتوری از جنس ما باشد … او هرگز نمی تواند کاریکاتور باشد

Advertisements