چشمانم از چشمان سهراب ها رنگین تر نیست پس فردا ( 22 بهمن ) در تظاهرات شرکت خواهم کرد

فوریه 10, 2010

فردا روزیست که مدت ها انتظارش را می کشیدیم . در گذر این زمان هزینه های بسیاری را پرداخته ایم ؛ هزینه هایی به ارزشمندی خون تمام عزیزانمان که بدون اینکه مرتکب جرم و گناهی شده باشند کشته شدند . امروز برای همه ی ما روشن است که نظام نا مشروع جمهوری اسلامی برای ثبات و دوام خویش دست به هر جنایتی می زند و ساده تر از آنچه ما تصور می کردیم دریای خون در خیابان ها راه می اندازد .

فردا ، 22 بهمن روزیست که باید بزرگترین «نـــه» را بر پیشانی نظام مستبد و دیکتاتور جمهوری اسلامی بکوبیم و به سردمداران این نظام کودتا بفهمانیم که ما با موافقانشان منفعت طلبشان که با برای خاطر اغذیه در خیابان حاضر می شوند ، تفاوت داریم ! ما برای خون خواهی می رویم تا متوجه شوند که از خون عزیزانمان نمی گذریم و اگر سی سال سکوت کرده ایم از روی نفهمی و نادانی نبوده بلکه از روی خودداری و تحمل بوده ؛ اما امروز جایی برای صبر نیست ؛ جایی برای مذاکره و دوستی نیست ؛ جایی برای اصلاحات نیست ؛ تمام اینها زمانی امکان پذیر بود که قطره های خون خیابان ها را رنگین نکرده بود و از شدت گاز های اشک آور آسمان تهران مشکی نشده بود .

من … به عنوان یک جوان ایرانی که جوانی از من سلب شده ، به عنوان یک شهروند تهرانی که حقوق شهروندی من زیر سوال رفته ؛ به عنوان یک دانشجو که امنیت و تخصصم در دانشگاه بی ارزش انگاشته شده و به عنوان یک انسان که شاهد مرگ و زخمی شدن بسیاری از هموطنانم بوده ام و تاب و توانم تمام شده با علم به اینکه می دانم فردا ، عاشورایی دیگر رقم خواهد خورد در تظاهرات 22 بهمن شرکت خواهم کرد که چشمان من از چشمان سهراب ها رنگین تر و خونم از خون آنان سرخ تر نیست .

همراه شو عزیز …

Advertisements

آقای خاتمی به فکر خودتان باشید

ژانویه 12, 2010

آقای خاتمی با تمام  احترامی که برای شما قائلم بعد از خواندن صحبت های شما در دیدار شوراي مركزي مجمع نمايندگان ادوار مجلس باید چند نکته را خدمت شما عرض کنم :

نکته ی اول : به دفعات از اقدامات ساختار شکنانه صحبت کرده بودید و اینطور که از صحبت هایتان برداشت می شود ؛ منظورتان به دسته ای از معترضین است ؛ این مساله انسان را به فکر فرو می برد که به راستی ساختار چیست و شما چطور آن را معنا می کنید ؟! آیا اعتراض به عقاید فاشیستی یک شخصیت در کشور (  با هر پست و مقامی ؛ چه رهبر ، چه رئیس جمهور و غیره )  شکستن ساختار تلقی می شود یا برخورد وحشیانه با تجمعات اعتراض آمیز به حقوق پایمال شده ؟ زندانی کردن چهره های فعال سیاسی و اجتماعی کشور و محکوم کردن آنها به بی نظیر ترین احکام غیر انسانی شکستن ساختار نیست ؟ دستگیر کردن  مردم و شکنجه دادن و تجاوز به دختران و پسران در زندان ها اگر ساختار شکنی نیست پس چیست ؟ عوامفریبی از طریق رسانه های ملی و تحریف حقایق نامش چیست ؟ یا شما تعریفتان از ساختار اشتیاه است و یا یک ملت اشتباه فهمیده است ساختار چیست که امروز شما ساختار شکنی را به مردمی نسبت بدهید که زبان اعتراضش سکوت بود .

نکته ی دوم : شما انقلاب بزرگی داشتید و احتمالا به آن افتخار هم می کردید ؛ اما با گذشت این سی سال شوم چطور می توانید بگویید که هنوز هم به انقلاب و نتجه اش ( ج.ا ) افتخار می کنید ؟! آیا نمی بینید که اشتباهات و جنایاتی که پس از انقلاب رخ داده با غلظت و افراط گری های بیشتر در حال تکرار است ؟! شما که بهتر از همه می دانید در سال های 60 و 67 در زندان های این کشور چه گذشته و از گور های دسته جمعی هم مطلعید و امروز می بینید آنچه شما حمایتش کردید و یا در مقابلش سکوت کردید امروز چطور گریبان خودتان و مردم امروز را گرفته ؟! چطور به نظامی افتخار می کنید که به اصلی ترین عناصر خودش هم رحم نکرده و نمی کند ؟! من شخصا فکر می کردم حمایت امروز شما از مردم به معنای پشیمانی از گذشته است ؛ همانطور که آیت الله منتظری پیش از فوتش به اشتباهاتی که رخ داده بود و ایشان خودشان را آن ها سهیم می دانسته ، اعتراف کرد و از مردم نیز عذر خواهی کرد و مردم هم ثابت کردند که نه تنها مثل نظام ج.ا افراطی و یکطرفه برخورد نمی کنند ؛ بلکه بسیار منعطف و بخشنده از هرشخصی که روزی عضوی از این نظام بوده و اشتباهی کرده اما امروز به سمت مردم برگشته ؛ حمایت می کنند .

نکته ی سوم : شعار امروز مردم هرگز «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» نیست … مگر یک ملت چند بار از یک سوراخ گزیده می شود ؟ امروز تناقضات موجود در جمهوری اسلامی چه از لحاظ تئوری و کلیت نظامی با این عنوان ؛ و چه از لحاظ عملکرد کلی و جزئی این نظام ، برای همگان آشکار شده است ؛ پس آقای خاتمی شما هم بدانید که زمان حفظ جمهوری اسلامی آن هم در شرایطی که همگی معتقدند و شما هم موافقید گه جمهوریت نظام کاملا در انتخابات از بین رفته و نظام کاملا خودکامه رفتار می کند و مومنین و مسلمانان کشور هم معتقدند که اسلامی که در نظام ج.ا اجرا می شود کاملا ابزاریست برای توجیه کردن عملکرد نادرست نظام و سرپوش گذاشتن بر روی تمامی فشار ها و حقوقی که از مردم سلب شده … پس شعار «استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی» صحیح به گوشتان رسیده ؛ چون دیگر تمامی مردم اعم از مذهبی و غیر مذهبی خواستار این هستند تا استبداد دینی را از میان بردارند . پس بدانید که اگر شعار شما غیر از اینست ، انحرافیست و اکثریت مردم خواستشان مغایر با چیز هاییست که شما دنبال می کنید .

نکته ی چهارم : آقای خاتمی هیچ کدام از افرادی که در خیابان ها در بین معترضین بوده اند ؛ هیچ غلطی نکرده اند !!! بیان نظر و عقیده هر چه قدر هم تند باشد و هر شخص و هر کجای نظام را هم که هدف قرار داده باشد ؛ بی عیب و ایراد است … شما که برخورد نظام را با این لحن آرام نقد کرده اید ؛ انگار نه انگار که خبر دارید چه به سر مردم آورده اند و چند نفر را کشته اند و در زندان ها مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار داده اند در قسمت های دیگر صحبت هایتان خواستار فضای باز و آزاد شده اید آیا خودتان تناقض را در صحبت هایتان نمی بینید ؟ احتمالا شما هم فضای باز را جایی برای حرف زدن خودتان و موافقانتان می دانید … در حالیکه ما فضای باز را برای همه خواستاریم چه موافق و چه مخالف با هر نوع جهت گیری سیاسی ای که داشته باشد .

نکته ی پنجم : در جایی گفته بودید که دو جریان نانشان در تشدید خشونت است ؛ باید خدمت شما عرض کنم که در تشدید خشونت تنها یک گروه کاملا با نشان فعالیت می کند ؛ آنهم گروهیست با نشان حیوانیت و دستور خ.ر که مجوز کشتار و هر جنایت دیگری را دارد ؛ گروهی که حتی در روز عاشورا که طبق اعتقادات خودتان ماه حرام است ، جوانان این کشور را با ماشین هایشان گرفتند ؛ شلیک مستقیم به سمت مردم کردند ؛ وحشیانه ، زن و مرد را در خیابان ها مورد شدید ترین حمله ها قرار دادند طوری که شاید آسیب های جسمی و روحیش هرگز درمان نشوند و هرکس را که خواستند و توانستند در زندان های مخوفشان محبوس کردند . اینها را انکار می کنید آقای خاتمی ؟ زمانی که می گویید دو گروه کم لطفی می کنید چون گروه دومی در کار نیست و تنها گروه موجود مزدوران نظام هستند و زمانی که می گویید نا نشان گویی حقایق را انکار می کنید و چشم بر همه چیز بسته اید که ندیده اید آن گروهی که کشتار کرد و خون ریخت به کجای نظام و کدام فرد در نظام وصل بود …

نکته ی ششم : گفته اید موضع شما همیشه مشخص بوده و هست و آن : «اسلام، انقلاب و ج.ا.» است ؛ آقای خاتمی اسلام را در قلبتان نگه دارید و در مساجد و حوزه ها به تحصیل و تدریس آن ادامه دهید اما جامعه و سیاست را از پذیرش مجددش معاف کنید که به خداوندی که می پرستید قسم این نظام ننگین از اسلام هم چیزی باقی نگذاشته است ؛ انقلاب هم یک اشتباه بزرگ بود و یا اگر هم نبود شما بهتر می دانید که از خواست مردم منحرف شد و اصلا از همان ابتدا که با خشونت تمام مخالفینی که خودشان از اجزای انقلاب بودند را به دار آویخت ، مشخص شد که این نظام سیاستی برای اجرا ندارد و تنها تصمیمش برای اداره ی کشور کشتار نظر مخالف است ؛ و اما آخرین موضع شما که ج.ا است که حاصل و دسترنج اسلام و انقلاب است در حال فروپاشی و سقوط است ؛ پس به خودتان فکر کنید و برای خودتان دلسوزی کنید آقای خاتمی !!! حتی اگر برای مردم دلسوزی نمی کنید ؛ مهم نیست چون مردم به دلسوزی و حمایت شما نیازی ندارند ؛ چون اصلا به رهبریت و راس نیاز ندارند ؛ این حرکت کاملا مردمیست و با خواست مردم پیشرفت می کند ؛ پس به فکر خودتان باشید که پس از پیروزی جنبش سبز برای بازگشت به سوی مردم دیر است ؛ شما محبوبیت داشته اید و می توانید داشته باشید و راه کسب این محبوبیت و نگهداری این محبوبیت هم ساده است ؛ تنها کافیست به سمت مردم بیایید ! کافیست سبز شوید و حقایق را بیان کنید ! این را بدانید که مردم به دلسوزی شما یا مسوولین نظام نیازی ندارند بلکه این شما هستید که با حمایت و دلسوزی مردمی موجودیت و محبوبیت پیدا می کنید چرا که این ملت است که سرنوشتش را رقم می زند … و سرنوشت امروز مردم ایران زمین رسیدن به پیروزی و آزادیست  !

وعده ی ما 22 بهمن ماه برای شکل دادن حماسه ای بزرگ

پاینده ایران و ایرانی


در 13 آبان ،تنها تهران نه … تمام ایران سبز است !

اکتبر 25, 2009

k87pfl2dtyh3s5lvmh69

در آستانه ی روزی دیگر چون روز قدسیم … خوب به خاطر دارم که روز قدس چقدر بر نظام و دست اندرکاران سخت گذشت … می دانم خامنه ای و احمدی نژاد و دوستانشان آن شب را با استرس و تشنج بسیار گذرانده اند … شب های آتی نیز برایشان همان اندازه دشوار خواهد بود ؛ روز های باقی مانده تا 13 آبان نیز به همان اندازه و شاید بیشتر از آن نگران کننده است چرا که اینبار مستقیما قشر دانشجو تصمیم گرفته تا در دانشگاهش به بی عدالتی و حق کشی های نظام کودتا اعتراض کند ! 13 آبان دانشجویان ایرانی رنگ سبز را در دانشگاه های این کشور ماندگار خواند کرد ؛ سیاهی های روز های گذشته را پاک خواهند کرد ؛ ثابت خواهند کرد که هنوز دانشجو مهمترین و موثرترین قشر کشور است ؛ همواره متفکر است و روشنفکر و روشنگر … این قشر فعال و دلسوز مردم و کشور نشان خواهد داد که قدرتش آنقدر زیاد است که هیچ دیکتاتوری نمی تواند در مقابلش بایستد !

روز های بزرگ زیادی در راهند … روز هایی درست به سان قدس و 13 آبان بسیارند اما محدودند ؛ باید بهترین استفاده را از این روز ها برد ؛ تبلیغات دانشجویان برای این روز در دانشگاه ها باید اوج بگیرد ؛ فاصله تا این روز بزرگ به حداقل رسیده است … باید قدر زمان را دانست و همه را به این تجمع بزرگ و اعتراض آمیز دعوت کرد . این یک اعتراض معمولی نیست … این اعتراضی سرنوشت ساز است که تمام دانشگاه های کشور اعم از دولتی و آزاد و غیرانتفاعی و پیام نور و … باید در آن شرکت کنند ؛ دانشگاه های تمام شهر ها باید در این روز سبز باشند … دیگر زمان آن رسیده که هر شهر ایران سبز شود و نگاه کردن به شهر های بزرگ کافیست ! دیگر زمان آن رسیده که صدای فریاد مرگ بر دیکتاتور از تمام ایران شنیده شود !

ما … ما دانشجویان شهرستانی یا دانشجویانی که در شهرستان تحصیل می کنیم ؛ دانشجویان تهران و شهرهای دیگر را تنها نمی گذاریم … ما نیز سبز می بندیم و شعار آزادی سر خواهیم داد ! ما هم در این روز بزرگ و سرنوشت ساز نقش می پذیریم و در این پیروزی سهم می پذیریم ! همه ی ما دانشجویان ایرانی ، اهل هر کجا که باشیم در سبز کردن ایران بزرگ که به دست نظام کودتا گرفتار شده است ؛ کمک خواهیم کرد ! یکبار برای همیشه با تفکر و آگاهی ؛ با امید و آرزو ؛ دیکتاتوری را از این کشور بیرون می کنیم ! ایران را دوباره می سازیم … تقویمی سبز می سازیم !

درود بر هر ایرانی

پایدار باشید

*منبع عکس در زیر عکس قرار داده شده


این مناسبت های لغو شده …

سپتامبر 8, 2009

سی سال از انقلاب گذشته و مناسبت هایی ثبت شده و نشده در تقویم ایران هر ساله برگزار شد … اما امسال متفاوت است … مناسبت های کشور یکی یکی لغو می شود … چه این مناسبت ها مذهبی باشد و چه بزرگداشت یک فرد سیاسی یا مذهبی اصلا اهمیتی ندارد بلکه تنها چیزی که فعلا مهم نشان داده می شود ماندن مردم در خانه هاست ! باور کردنی نیست که نظام با اینکه تمام ارگان های نظامی را در دست دارد همه آنها مجهز هستند و حتی حکم تیر مستقیم هم به آنان داده شده همانطور که تا به امروز بسیاری هدف گلوله ها قرار گرفته اند یا زخمی و یا کشته شده اند . بسیج و سپاه و نیروی انتظامی و لباس شخصی های امنیتی همه و همه چماق به دست در خیابان ها حاضر بودند و برای خاموش کردن اعتراضات مردمی همه کار کردند … حتی به خانه هایی که الله اکبر می گفتند نیز یورش بردند و اعضای خانواده ها را دستگیر کردند و به ساختمان ها و اموال عمومی و شخصی آسیب رساندند … پس چرا با اینکه تمام امکانات نظامی را در اختیار دارند و حق هر جنایتی از سمت خامنه ای صادر شده باز هم از حضور مردم بیم دارند و دست به لغو مناسبت های کشور می زنند ؟

نظام سعی کرد با افزایش میزان رعب و وحشت در بین مردم کشور را از اعتراضات تخلیه کند و مردم را از حق خواهی بترساند ولی چیزی که امروز مشخص است اینست که ترس و وحشت نصیب خودشان شده چنان که حتی آقای خامنه ای و دیگر دوستانشان ممکن است از نگرانی حضور و تجمع مردم حتی سالگرد ازدواجشان را هم لغو کنند و برای فرزندانشان هم تولد نگیرند … اینهمه ترس از چیست ؟ مردمی با دست خالی که احمدی نژاد خس و وخاشاک نامیدشان اینقدر ترسناک هستند ؟ لرزه به تنشان برای چه افتاده ؟ آن اعتماد به نفس احمدی نژاد کجاست که در آخرین باری که دیدمش هیچ اثری از آن نبود ؟ ظاهرا دیگر اسلحه و چماق مردم را نمی ترساند و اینها هم به خوبی میدانند که مردم دیگر بیمی از این وحشی گری ها ندارند … حتی دیگر اشک های خامنه ای در مراسم نماز جمعه هم اثری ندارد چون مردم دیگر از وحشی های هاری که با اشک خامنه ای هموطن می شکند هم ترسی ندارند .

امروز زمانیست که باید خوب ببینیم … روی اعمال نظام تمرکز کنیم و بیابیم که چقدر قدرتمندیم … متوجه شویم که چقدر به پیروزی نزدیکیم … آنقدر نزدیک که نظام از کوچکترین تجمعات ما هم نگران است ؛ شب های قدر و مراسم آقای طالقانی و … را همه را لغو کردند و تمام مراسم بعدی را نیز لغو می کنند ؛ این لغو کردن ها نشان از ضعف نظام و ضعیف شدن نظام دارد و از قدرت گرفتن مردم … باید از این زمان هایی که نظام برای تجمعات بزرگ ما با لغو مناسبت ها می خرد استفاده کنیم و بهترین اطلاع رسانی ها را انجام دهیم تا ببینند حتی آنچه تا امروز مشاهده کرده اند نیمی از قدرت مردم هم نبوده … خشم ملت آنقدر زیاد است که دیگر این جنبش سکوت نخواهد کرد و نظام و خامنه ای به خوبی این را می دانند که نه تنها اعتماد مردم را از دست داده اند بلکه منفورند و مردم از هیچ تلاشی برای از بین بردن و احیای حقوق شهروندی و انسانیشان فروگذار نیستند .

میزان این ترس و وحشت را باید تا آنجا افزاش دهیم و آنقدر قدرت نمایی کنیم تا به واقع حتی در حریم شخصیشان هم جرات نداشته باشند جشن یا عزا بگیرند چون چشمان جنبش همیشه مراقبشان است و هرگز از آنها غافل نمیشود ! ما با چشم های بینا خیره شده ایم تا از تک تک اشتباهات نظام استفاده کنیم ! لغو کردن ها هم برای حفظ حاشیه ی امنیت است ولی نمی دانند که هرچه زمان بیشتری مردم داشته باشند اطلاع رسانی ها قوی تر خواهد بود و برنامه ریزی ها دقیق تر … در روز قدس قدرتمان را به نمایش می گذاریم تا بدانند که ملت ایران هرگز از حقوق خود آسان نمی گذرند … ایران حق مردمش است پس آن را از مزدوران پس می گیریم


بازگشایی دانشگاه ها و انقلاب فرهنگی

سپتامبر 5, 2009

از شروع جنبش سبز تا به امروز بسیاری از تظاهرات ها شکل گرفته و کاملا مشخص شده است که مردم چه میزان قدرت دارند و کودتاچیان تا چه حد می ترسند و سرکوب می کنند . ترس در تمام وجود نظام رخنه کرده و خودشان هم می دانند که قدرت سرکوب و کنترل تظاهرات های مردمی را ندارند حتی اگر این تظاهرات ها با سکوت و بدون خشونت انجام شود . تعطیلی داشنگاه ها و یا ترم تابستانی به دلیل کم تعداد بودن دانشگاه ها امکان اطلاع رسانی را از یکی از مهم ترین اقشار و عناصر فعال اجتماعی سلب کرده بود اما با آمدن مهر و بازگشایی دانشگاه ها این امکان فراهم می شود تا اطلاع رسانی ها اشکال گسترده تری به خود بگیرند و دانشجویان این فرصت را پیدا کنند تا نظراتشا ن را به طور جداگانه اعلام کنند و حمایت کنند از جریانی که در کشور صورت گرفته است . دانشگاه ها امروز درست مثل پادگان های نظامی هستند و میزان تهدید دانشجویی بسیار بالاست که این نشان از آگاهی نظام از حساسیت نقش دانشجویان در این میان است که قصد دارد با ایجاد خفقان های دانشگاهی صدای دانشجویان را قطع کند . اما این اشتباه است … سال ها پیش که انقلاب فرهنگی جهت اسلامی شدن و جمع کردن احزاب سیاسی از دانشگاه ها صورت گرفت ، باور نمی کردند که با وجود اینهمه خونریزی و کشتار دانشجویان باز هم به فعالیت های خودشان ادامه دهند ولی دیدیم که همواره دانشجوها در صحنه ی رخداد های سیاسی مهمترین نقش ها را بازی کردند .

با بازگشایی دانشگاه ها اطلاع رسانی باید به صورت گسترده و صحیح صورت بگیرد … نام و عکس شهدای این جنبش باید در دانشگاه ها پخش شود … فراموش نکنیم که در یک محیط فرهنگی-آموزشی مانند دانشگاه دانشجویان همواره حامی یکدیگر هستند بنابراین بهترین مکان برای نشان دادن اعتراضات ، دانشگاه ها هستند … البته مصونیت دانشجویان در دانشگاه های ایران سال هاست که از بین رفته و دیگر شباهت زیادی به دانشگاه ندارد بلکه شبیه پادگان نظامی و یا خیابان است که هرکس به آن وارد می شود و امنیت دانشجویی را به خطر می اندازد . با انقلاب فرهنگی می توان نظام را به عقب راند . قشر دانشجوی کشور سال هاست که چون مردم عادی از حقوق اولیه اش محروم شده و حتی دانشگاه برایش یک محیط امن نیست ؛ این امنیت باید به دانشگاه ها بازگردد و دانشجویان خود تنها کسانی هستند که می توانند امنیت و آزادی را در محیط دانشگاهشان برای خودشان فراهم سازند . از آنجا که بازتاب فعالیت ها و اعتراضات دانشجویی گسترده است و دانشجو یک قشر محبوب در بین مردم است انقلاب فرهنگی اینبار توسط دانشجویی باید به منظور آزاد سازی دانشگاه ها صورت بگیرد .

پس آمدن مهر ماه را فراموش نکنیم و فرصتی را که در دانشگاه ها برای اطلاع رسانی و اعتراض داریم تباه نکنیم .


آقای احمد خاتمی قصد حبس نفس ندارید ؟

ژوئیه 20, 2009

آقای احمد خاتمی دوست نا عزیز … یک نماز جمعه که شما خطیبش بودید برای افزایش میزان تنفر ملت نسبت به خودتان کافی نبود ؟ صحبت کردن با آن لحن خطرناک و آلوده که فقط به کام افرادی چون خودتان شیرین بود بس نبود ؟برادر منفور من چرا کمی سکوت نمی کنید ؟ اغتشاشگر خواندن عموم مردم در خیابان ها نشانگر تمامی عقاید تروریستی و بیمار شما بود و خواست شما از قوه ی قضائیه مبنی بر حکم اشد مجازات برای مردم این کشور هم نمادی از ذات بی وجودی شما ؛ فکر نمی کنید که اگر تا همین امروز نقشی کثیف در سیاست کشور را داشته اید به خواست همین مردم بوده ؟

حال که تمام حرف های نا حسابی را زده اید و حرص ملتی را در آورده اید و اینک در کنار دوستان صمیمیتان مردم را به خون آلوده ی خودتان تشنه کرده اید و آخر خط را دارید مشاهده می کنید به دنبال چه چیزی بیش از این دستاورد ها می گردید که در مورد صحبت های رفسنجانی هم اظهار نظر می کنید ؟ وضعیت برای شما اگر خیلی ملتهب بود با حرف هایی که از سر معده زدید نمک بر زخم مردم نمی پاشیدید پس چطور شده که امروز وضع را ملتهب دیده اید و حرف های هاشمی رفسنجانی را افزاینده ی التهابات می خوانید ؟

آقای احمد خاتمی به خدایی که به آن اعتقاد دارید قسم که شما در تمام سال هایی که داعیه ی مسلمانی و نمازخوانی داشته اید هرگز لحظه ای پاک نداشتید چون عقایدتان بیمار و فاشیستی است ؛ پس با کدام جرات از جوانانی ایراد میگیرید که در نماز جمعه حضورشان را به رخ شما و امثال شما کشانده اند ؟ این جوانان ممکن است برای اولین بار در نماز جمعه شرکت کرده باشند اما به مراتب از شما و دم و دستگاه های شما پاک تر و انسان ترند ؛ و وای بر من که این مقایسه ی ابلهانه را کردم چون شما حتی انسانیت هم ندارید که در پای این مقایسه قرار بگیرید ! نماز خواندن مجوز شما برای به زبان آوردن کثیف ترین جملات است ؟ قرآن خواندن به شما اجازه داده تا از خون جوانان از گل پاک تر این کشور بگذری و یا حتی از آنها حرف بزنی ؟ شیرینی زندگی آرام از چه کسی گرفته شده آقای خاتمی ؟! از مردم ؟! سوء تفاهم شده جناب ؛ چون این مردم هستند که در خیابان ها هستند و شیرینی زندگی آرام از شما سلب شده که شما جزیی از مردم نیستید و البته این شیرینی هم حق شما نبوده و نیست !

آنان که مسجد به آتش کشیدند اگر هم از مردم بوده اند بهترین کار را کرده اند که مسجد جای راز و نیاز است ؛ نه سنگر لباس شخصی های شما که از بام آن گلوله بر سینه ی جوانان ایرانی پرتاب کنند ! غارت را مردم کرده اند یا شما ؟ هرکس به ظاهر شما و شکم محترم تر از خود شما نگاهی اندازد کاملا برایش روشن می شود که چه کسی دست به غارت و چپاول زده و می زند … قتل ها را عاملین شما انجام دادند یا مردم ؟شما بلاهت را به سرحد آن رسانده اید آقای احمد خاتمی ؛ نکند ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و … همه و همه بسیجی بوده اند و مردم آن ها رو کشته اند ؟ تورو به خدایت قسم آقای احمد خاتمی این ادعا را هم بکن که اینها که کشته شده اند از شما بوده اند !

چرا کمی سکوت نمی کنید آقای ا.خاتمی ؟ چه اصراری دارید که نادانی و پلیدی وجود پوچتان را به همه آشکار کنید ؟ باور کنید ما با سکوت شما راحت تریم که صحبت های شما حتی طرفداران خودتان را هم آزرده می کند !


نماز جماعتی با یک رنگ (سبز) با یک شعار (آزادی) با یک بو (پیروزی)

ژوئیه 18, 2009

در تاریخ 26 تیر ماه 1388 یک روز بزرگ دیگر در تاریخ ایران رقم خورد و کشوری که از پس سال ها سکوت به انزجار رسیده است بار دیگر در اعتراضاتی که به نتیجه ی انتخابات دروغین صورت گرفته ؛ معنای حقیقی وحدت و همدلی ای که نظام ج.ا همیشه به شکل یک مفهوم شعاری نمایش داده را به جهان فهماند و امروز ایران به وسیله ی مردمی صادق و متمدن تبدیل به نقطه ی عطف جهانی شده است .

همه به گوش بودند و انتظار فردی را می کشیدند که پس از این فعل و انفعالات انتخاباتی تنها نامش به میان آمده بود ولی هرگز خبری از او نبود . گرچه هاشمی رفسنجانی هم بخشی از همین نظام بوده که سال ها ظلم و ستم به مردم روا داشته ولی وقتی نامش به عنوان خطیب نماز جمعه اعلام شد همه ی مردم امیدوار بودند تا شاید تریبون نماز جمعه وسیله ای باشد تا آقای رفسنجانی بگوید آنچه را که مردم دوست دارند بشنوند ؛ گرچه این بیم هم از احتمال حمایت آقای رفسنجانی از رهبری وجود داشت ولی همه چشم انتظار شنیدن صحبت های ایشان بودند .

باید گفت که دیروز آقای رفسنجانی شما حمایت مردمی را داشتید که هرگز گمان نمی کردید روزی اینچنین برای شما شعار دهند تا شما شجاعت صحبت کردن داشته باشید … آقای رفسنجانی این نماز جمعه و این حمایت را هرگز فراموش نخواهید کرد چراکه این نماز جمعه برای شما هم یک روز بزرگ بود چراکه توانستید حمایت های مردمی را برای خودتان داشته باشید چیزی که رهبریت کشور امروز حسرت آن را می خورد . پس از این شانس و این حمایت ها استفاده کنید آقای رفسنجانی که این محبوبیت شما به سادگی تبدیل به تنفر خواهد شد . امروز دیگر روز درنگ نیست ! دیروز زمان داشتید تا خودتان را در این مسیر قرار ندهید و شاید به نحوی دیگر وجودتان را در نظام تثبیت کنید ولی امروز گام در مسیری گذاشتید که رنگش سبز است ؛ شعارش آزادیست و بوی پیروزی می دهد .

از اینکه آقای هاشمی رفسنجانی به لحنی مناسب حمایتشان را از مردم اعلام کردند باید خشنود بود چراکه افرادی مثل آقای رفسنجانی گرچه خود عضوی از نظام هستند و تا دیروز از بسیاری سلب اطمینان کرده بودند ولی امروز می توانند به عنوان یک انگیزنده ی قوی برای مردم باشند که بی شک هم همینطور خواهد بود چراکه دیگر این اعتراضات در اذهان عموم بی ثمر نیست که اگر بی نتیجه بود هرگز نماز جمعه ی تهران محفلی برای عنوان کردن مشکلات پیش آمده نمی شد و صدا و سیمای سانسورچی از پخش آن اجتناب نمی کرد . روزی جدید در تاریخ ایران رقم خورد و نظام گامی به عقب برداشت چراکه ترس نظام در برخورد با این روز خاص کاملا مشهود بود ؛ آنها که تنها رسانه ی اطلاع رسانیشان تلویزیون جمهوری اسلامی بود اگر تصاویر را ندیدند بی شک صدای شعار ها را شنیده اند و قطعا متوجه شده اند که کشور چنان مرعوب شده که حتی جرات نمی کند تصاویر نماز جمعه اش را پخش کند .

گام ها هم از سمت مردم و هم از سمت نظام رو به افزایش هستند و البته مردم همواره به خواسته شان نزدیک تر می شوند و نظام از آنچه دارد دور می شود چراکه متعلق به او نیست . ایران سهم و حق ایرانیست پس تا محقق نشدن این حق بزرگ سکوت در کشور حاکم نخواهد شد و این به معنی آنست که نظام بی دلیل نترسیده و کاملا طبیعیست که ترس سقوط را احساس کند ؛ خشمشان هم طبیعیست چراکه فکر نمی کنم حتی یک روز آسوده را هم سپری کنند .

باید از این مردم مبارز سپاسگزار بود و باید بوسه بر دستان عزیزانی زد که امروز در زندان ها محبوس هستند و باید گریست برای کشته شدگان این اعتراضات ؛ کشته شدگانی که حتی نام هایشان هم به گوش ما نمی رسد . در رقم خوردن این روز های بزرگ با رنگ سبز و با شعار آزادی که بوی پیروزی می دهد جای این دوستان شهید خالیست ولی سهمشان از این پیروزی عظیمست !