پس از مدارس ، زندان ها خانه ی سوم هستند !

سپتامبر 22, 2009

همین الان برنامه ی تلویزیونی ای که مهمانانش آقایان شریعتی و حجاریان و عطریانفر بودند را تماشا کردم ؛ اینها کسانی هستند که درست در روز های بعد از انتخابات دستگیر شدند و به جرم ناکرده محبوس شدند . در زندان ها اتفاقی نیفتاد جز اینکه اشخاصی چون آقای حجاریان که از بزرگترین تئورسین های مطالعات سیاسی محسوب می شود و خودش پیش از این سابقه ی شاغل بودن در وزارت اطلاعات را داشته و به خوبی با نحوه ی فعالیت آنها آشنا است در اعترافات رسانه ای حاضر شد و چیزهایی که گفت که واضح بود به چه دلیل تن به این اعترافات داده است .این در حالیست که آقایان خشونت و شکنجه در زندان ها را انکار می کنند و باز هم این در حالیست که سعید عسگر شخصی که سعید حجاریان را هدف گلوله قرار داد و موفق به کشتن وی نشد ولی او را بر روی صندلی چرخ دار نشاند ولی هرگز مدت سال های حبسش تمام نشد و در مدت کوتاهی آزاد شد ؛ که این نشان از دست نشانده بودن او توسط جمهوری اسلامی بود . حال آنان که در زمان آزادی سعید حجاریان دستور ترور و مرگش را صادر کرده بودند چطور در زندان های مخوف ایران ایشان را آسوده گذاشته اند و با یک روشنفکر آنقدر منطقی صحبت کرده اند که ایشان اینچنین متحول شده که در رسانه ی جمهوری اسلامی اعتراف می کند و در یک برنامه شرکت می کند و ابراز عقیده می کند ؟

مجری برنامه از آقای عطریانفر پرسید که آیا شما روزنامه می خوانید ؟ ایشان فرمودند بله آن زمانی که خدمت آقای شریعتی و ابطحی می رسم روزنامه می خوانم و سعید حجاریان نیز گفت که بله گاهی اوقات مطالعه می کند و بعد مجری پرسید که تلویزیون چطور ؟ دارید ؟! آقایان پاسخ دادند که بله بیست روزی هست که تلویزیون در اختیار داریم . حال این سوال مطرح می شود که اگر زندان اوین تا این حد به تفرجگاه شبیه است چرا آقایان را آزاد نمی کنند تا در زندگی روزمره ی خود ، در کنار دغدغه های خود کمی سختی بکشند و متحول شوند ؟ با این همه خوشی و سرمستی که کسی متحول نمی شود …

پس این استخوان ها کجا شکسته شده اند ؟ این این اجساد از کجا خارج شده اند ؟ پس چطور آقای ابطحی اینچنین لاغر شده ؟ بس که نشسته اند و برنامه های مفرح تلویزیونی را تماشا کرده اند و روزنامه خوانده اند لاغر شده اند ؟ استخوان هایشان شکسته ؟ سعید حجاریان که در تکلم مشکل دارد ولی حافظه اش چنان دقیق است که کلمه ی به خطا خوانده شده توسط مجری تلویزیون را تصحیح می کند مگر فراموش می کند چه کسانی مشکلات امروزش را به هدیه داده اند ؟ پس با مهر و محبت در مقابل دوربین صدا و سیمای خائن نشسته است ؟ این را چه کسی باور می کند ؟ کدام منطق مهر تایید می زند بر اینکه این عزیزان از فرط خوشی و سرحالی متحول شده اند ؟ مگر ما خبر دستگیری نزدیکان این آقایان را نشنیده ایم ؟ بماند که بعدا به زور خانواده ها هم انکار می کنند ؛ اما حقیقت را امروز همه می دانند !

به خاطر دارم که در مدارس می گفتند : مدرسه خانه ی دوم شماست … امروز چنان کرده اند که از بعد از خانه و مدارس ، زندان ها خانه ی سومی هستند که ظاهرا دوستان اجبارا باید تظاهر به آزاد بودن در آن بکنند … خب اگر زندان ، آزادی داشت که نامش را ندامتگاه و زندان نمی گذاشتند ! این چه بازی مسخره ایست که راه انداخته اند خودشان هم نمی دانند … یک روز با کت و شلوار آنها را در تلویزیون مجبور به مصاحبه می کنند و یک روز با لباس مندرس و دمپایی مجبور به اعتراف ! اسم این چیست ؟ غیر از توهین به شعور ملت ؟!

جمهوری اسلامی و صدا و سیمایش فراموش نکنند که مردم ایران خشمگینند … آنقدر خشمگین که دیگر نمی پذیرند اینچنین واضح و آشکار به شعورشان توهین شود ؛ این شو های تلویزیونی دقیقا توهین به شعور مردمیست که امروز به حقوق خود آگاهند و می دانند جریان از چه قرار است ؛ این مردم به خوبی در مورد رسانه ها و تاثیر آنها اطلاع دارند چراکه در این مدت هریک آموخته اند که خود یک رسانه باشند پس از تاثیرش هم به خوبی با خبرند ؛ بنابراین اگر هم قصد دارید برای اندک مردمی که هنوز شما را باور دارند برنامه های خنده دار اجرا کنید و دست به تحلیل بزنید از تحلیل گر های خود فروخته ی خودتان استفاده کنید نه آن عزیزانی که در زندان ها هستند که اگر تحلیل و صحبت های این ها از نظر نظام نا مشروع جمهوری اسلامی قابل قبول بود ؛ امروز اینها در زندان ها نبودند بلکه در سمت های دولتی و کشوری بودند تا مفید واقع شوند .