آقای احمدی نژاد خداحافظ …

ژوئن 8, 2009

بالاخره مناظرات ریاست جمهوری به پایان رسید و امروز می توان شنیده ها را کنار هم گذاشت و جمع بست که این دوستان تا چه حد صلاحیت حضور در انتخابات را دارند .

چیزی که در صحبت های آقای احمدی نژاد خیلی جلب توجه کرد مباحثه های اقتصادی بود که صورت گرفت … پس از ارئه ی آمار های نادرست توسط آقای احمدی نژاد که این شک را به وجود می آورد که بانک مرکزی ایران به تعداد کاندیداتور های ایرانی ، آمار ارئه می دهد . آقای احمدی نژاد اجازه دهید تا برای شما توضیح دهم که تورم به معنای گرانی اجناس در بازار نیست که شما تنها معیار بالا رفتن تورم را با گرانی اجناس و کاها می سنجید … آقای احمدی نژاد کسانی که 30-40 سال هست که این آمار را به شما می دهند به خوبی می دانند که تورم از تناسب هایی به دست می آید که در آن هم گرانی ها محاسبه شده و هم درآمد مردم ؛ پس این که شما می گویید اگر تورم بالا رفته ، حقوق ها هم افزایش پیدا کرده تنها نشان دهنده ی این است که شما اصول و مبانی اقتصاد را نه تنها نمی دانید بلکه اشتباه فهمیده اید .

آقای احمدی نژاد مفاهیم تورم و رفاه در اقتصاد همواره به صورت معکوس قرار دارند یعنی همواره با افزایش تورم ، کاهش رفاه صورت می گیرد پس مردم را احمق فرض نکنید و فکر کنید اگر مردم ارقام را نمی توانند لمس کنند ؛ از درک مفهوم واضح رفاه عاجز هستند … شما چه افزایش حقوق داده اید و چه نداده اید تورم افزایش پیدا کرده و رفاه کاهش ؛ بنابراین با کدام جرات اطلاعات غلط و باور های نادرست خودتان را در رسانه ی جمعی کشور به نمایش می گذارید ؟

آقای احمدی نژاد شما در تمامی بحث های خود دست به تخریب مخاطبین خودتان زدید و با یک خود بزرگ بینی مثال زدنی سعی کردید که در مباحثات پیروزی خودتان را حتمی جلوه دهید ولی باید گفت که آقای احمدی نژاد شما نه تنها با اصول اقتصاد آشنا نیستید که ادعای آن را دارید بلکه حتی با اصول مباحثه که ساده ترین مشخصه ی یک رئیس جمهور است هم آشنایی ندارید …

آقای احمدی نژاد شما در 3 مباحثه که نه در 3 مجادله هرچه توانستید دروغ گفتید ولی آیا حتی یک لحظه هم فکر کردید که مردمی که در این کشور زندگی می کنند و روزانه مسائل و مشکلاتشان رو به افزایش است تنها کسانی هستند که می دانند شما چه کذاب بزرگی هستید ؟ کدام دانشجوی ستاره دار امروز راحت و آزاد به تحصیلش ادامه می دهد که شما دم از لغو قانون ستاره دار کردن دانشجو ها می زنید ؟ نمی دانستید که چند درصد از رای دهنده ها را قشر دانشجویی تشکیل می دهند که با همین دانشجو های ستاره داری که امروز شما از تحصلشان ممانعت می کنید در ارتباط هستند ؟

به جسارت و اعتماد به نفس شما آفرین می گویم جناب رئیس جمهور ولی متاسفم که شما شکست خوردید … آقای احمدی نژاد شما 4 سال مردم را به بدترین نحو شکنجه کردید و آرامش و آسایش را نه فقط در خیابان ها بلکه حتی در منازلشان از آنها سلب کردید و این روز ها دم از مسائل خنده داری می زنید که جز تخریب خودتان کاری دیگر انجام نمی دهند .

می دانم که شما هرگز به اشتباهات خود آگاه نخواهید شد و هرگز پشیمان نیستید از اینکه ملتی را 4 سال به ورطه ی نابودی کشاندید ؛ ولی من برای شما دلسوزی می کنم که برای نجات خودتان دست به هر عوام فریبی و دروغ گویی زدید … بنابراین با شما خداحافظی می کنم و امیدوارم هرگز شما را در صحنه ی انتخابات کشور نبینم !

Advertisements

انتخابات ، مسکن سیاسی نیست !

ژوئن 4, 2009

dictator

سال هاست که کشوری که مدعی تمدن و فرهنگ غنی است مردمش در دست یکی از بزرگترین دیکتاتور های تاریخ گرفتار شده است تا آنجا که ظاهرا هیچ اثری از تمدن و فرهنگ برای این کشور به جا نمانده و این پسرفت چشمگیر زمانی به اوج غم انگیزی می رسد که مردمی خودشان در رقم زدن این سرنوشت تلخ همکاری کنند و بدون عبرت آموزی از تاریخ مدام اشتباهات سیاسی و تاریخی را تکرار کنند .

طی هفته های آتی انتخاباتی در ایران شکل خواهد گرفت که می تواند سرنوشت این کشور را شدیدا به مخاطره بیندازد ؛ نه به وسیله ی کاندیداتوری که انتخاب خواهد شد بلکه توسط مردمی که در این انتخابات شرکت خواهند کرد . چهار کاندیداتور در انتخابات این دوره از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و امروز باز هم کشوری را مملو از شعار های این چهار نفر می بینیم … کشوری که امروز گرسنه هایش چند برابر سیرهایش هستند امروز باز با شعارهای اقتصادی این کاندیداتور ها امیدی در دلشان زنده شده ؛ کشوری که دختران و پسرانش همواره از آزادی های اجتماعی محروم بوده اند امروز با وعده های فرهنگی و اجتماعی آقایان لبخند به لب دارند و آنان که همواره مهر خاموشی به لبشان خورده و هرگز نتوانسته اند آزادانه نقوش سیاسی خودشان را ایفا کنند به چشم یک فرصت به کاندیداتور مورد علاقه شان نگاه می کنند .

ولی مگر در دوره های قبل انتخابات را ندیده ایم ؟! مگر رای ندادیم و ندیدیم که هرکس که روی کار آمده کشوری را بازیچه قرار داده و اهداف شخصی خودش را دنبال کرده ؟! چند بار تا به حال نام دموکراسی را در گوش های ما زمزمه کرده اند و دیکتاتوری را به نمایش گذاشته اند ؟! شرکت در انتخابات این کشور و رای دادن به هرکدام از این چهار کاندیداتور قرار است چه کمکی به این کشور برساند ؟! باید امید داشته باشیم که فقط به صورت مقطعی مشکلات ما حل شود ؟! یعنی دوستان آزاد اندیش و روشنفکر این کشور به دنبال مسکنی برای این دندان فاسد می گردند ؟! غیر از این است که هرگز به آزادی نسبی هم نخواهیم رسید تا زمانی که آگاه سازی نکنیم ؟ مگر می شود آزادی را با اختناق وعده داد ؟! چطور با دهان بندی که دهان ها می زنند از دموکراسی صحبت می کنند ؟

اکیدا دستور داده اند که از نظام های سکولار صحبت نکنید … نام از رهبر نبرید … قانون اساسی ایران را لایتغیر جلوه داده اند و مدام دم از اهدافی می زنند که کاملا خلاف ایده آل های ماست پس کدام دموکراسی و آزادی را وعده می دهند ؟! پس منتظر کدام تغییر و تحول هستیم ؟ دلایل عقب ماندگی ما که همه و همه ثابت مانده اند و فقط مجری اعمال فشار تغییر می کند .

برخی  از دوستان در جمع ها بحث نمی کنند و فقط انفرادی به مباحثه می پردازند و این به چه معناست ؟ قصد روشنگری دارند یا عوام فریبی که از مباحثه بین دوستان خودداری می کنند ؟! دم از فرهنگ سازی می زنند ولی طوری رفتار می کنند که فقط رای های مردم را شمارش خواهند کرد … هرچه به اطرافم نگاه می کنم و هرچه به مناظره ها و مباحثه ها و مجادله ها دقت می کنم دلیلی نمی بینم که اهداف بلند مدتی را قربانی مسکنی برای کشور کنم که حتی معلوم نیست برای درد این کشور مفید خواهد بود یا نه … هرچه قدر در این سال ها اشتباه کردیم کافی نبوده ؟ پس چرا خودمان را در حلقه ی بسته ای از اشتباهات انداخته ایم و مدام این اشتباهات سیاسی را تکرار می کنیم و خیانت در حق نسل های بعدی می کنیم و آزادی آتی این کشور را هم که بسیاری برایش جان دادند ، محبوس شده اند و شکنجه شده اند رو به مخاطره می اندازیم ؟ تکرار این اشتباهات تا جایی قابل جبران است و از جایی به بعد که همه نا امید شوند حتی از هموطنانشان ، دیگر جایی برای جبران ندارد . میزان تامل و شناخت را باید افزایش دهیم و این تنها با نگاه به شعار های کاندیداتور ها ممکن نخواهد بود . امیدوارم که سرانجام این انتخابات هرچه هست برای ایران سرافرازی به همراه داشته باشد