نوروز تا نوروز !

مارس 5, 2010

اواخر اسفند 87 بود … درست در آستانه ی عید نوروز بود که خبر کشته شدن امیدرضا میرصیافی ، بلاگر وبلاگ روزنگار همه جا را پر کرد  … جرمش توهین به آقایان روح الله خمینی و سید علی خامنه ای بود و پایان کارش مرگ در زندان جمهوری اسلامی !!!

به خاطر دارم که جمعیت وبلاگ نویسان اعلام کرد به دلیل کشته شدن امیدرضا میرصیافی عید ندارد و جامعه ی ایرانی ، خصوصا جامعه ی وبلاگ نویسان ایرانی عیدی سیاه را در عزای امیدرضا میرصیافی نجربه کرد … اما چقدر سال پیش ، دور به نظرم می رسد ؛ انگار بیش از یکسال گذشته ؛ شاید به دلیل تغییرات بسیار زیاد اوضاع کشور و فعالیت های مردمیست که من آن زمان را خیلی دور تصور می کنم ؛ چراکه سال پیش هرگز چنین انتخاباتی و چنین سرنوشتی را پیش بینی نمی کردم ؛ اما امید داشتم ؛ آرزوی این روز ها را داشتم ؛ برای دیدن چنین روز هایی که مردم برای آزادی می جنگند ، بی تاب بودم ؛ و چقدر وبلاگ نویسی زیباست … به آرشیو نوشته هایم که برمیگردم و نوشته هایم را می خوانم ، حداقل احساس درون نوشته ها برای خودم بسیار ملموس است و این تفاوت این سال با سال های گذشته را حتی در خودم و نوشته هایم هم احساس می کنم . این تغییر را نمی دانم به چه کسی یا به چه چیز و اتفاقی مدیون هستیم ولی اعتراف می کنم که من عاشق این تغییراتم ؛ تغییراتی که باعث شده طعم شیرین مبارزه را بچشم و برای حقوقم بجنگم  گرچه هزینه ی این تغییر را با خون بسیاری پرداختیم  …

در سال 87 امیدرضا میرصیافی از میانمان رفت و در سوگ نشستیم و امسال ندا آقاسلطان ، سهراب اعرابی ، کیانوش آسا ، بهزاد مهاجر ، اشکان سهرابی ، محسن روح الامینی ، ترانه موسوی و بسیاری دیگر را از دست داده ایم … بیایید در آستانه ی سال جدید ، برای اینکه نشان دهیم به یادشان هستیم و در کنار خانواده های رنج کشیده و داغ دیده شان ایستاده ایم ، عیدی سبز داشته باشیم . در سفره های هفت سین و در مراسم عیدتان جایشان را خالی کنیم . بسیاری نیز در زندان ها هستند و از بودن در کنار خانواده هایشان محرومند ؛ آنها نیز حق بر گردن ما دارند … کمترین کار اینست که به یادشان باشیم . یکسال را سبز ماندیم و سپری کردیم و می توانیم عیدی سبز هم در کنار زندانیان و شهدای سبز داشته باشیم .

روح تمامی شهدای سبز شاد و یادشان گرامی و به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی دربند

پایدار باشید


آقای احمد خاتمی قصد حبس نفس ندارید ؟

ژوئیه 20, 2009

آقای احمد خاتمی دوست نا عزیز … یک نماز جمعه که شما خطیبش بودید برای افزایش میزان تنفر ملت نسبت به خودتان کافی نبود ؟ صحبت کردن با آن لحن خطرناک و آلوده که فقط به کام افرادی چون خودتان شیرین بود بس نبود ؟برادر منفور من چرا کمی سکوت نمی کنید ؟ اغتشاشگر خواندن عموم مردم در خیابان ها نشانگر تمامی عقاید تروریستی و بیمار شما بود و خواست شما از قوه ی قضائیه مبنی بر حکم اشد مجازات برای مردم این کشور هم نمادی از ذات بی وجودی شما ؛ فکر نمی کنید که اگر تا همین امروز نقشی کثیف در سیاست کشور را داشته اید به خواست همین مردم بوده ؟

حال که تمام حرف های نا حسابی را زده اید و حرص ملتی را در آورده اید و اینک در کنار دوستان صمیمیتان مردم را به خون آلوده ی خودتان تشنه کرده اید و آخر خط را دارید مشاهده می کنید به دنبال چه چیزی بیش از این دستاورد ها می گردید که در مورد صحبت های رفسنجانی هم اظهار نظر می کنید ؟ وضعیت برای شما اگر خیلی ملتهب بود با حرف هایی که از سر معده زدید نمک بر زخم مردم نمی پاشیدید پس چطور شده که امروز وضع را ملتهب دیده اید و حرف های هاشمی رفسنجانی را افزاینده ی التهابات می خوانید ؟

آقای احمد خاتمی به خدایی که به آن اعتقاد دارید قسم که شما در تمام سال هایی که داعیه ی مسلمانی و نمازخوانی داشته اید هرگز لحظه ای پاک نداشتید چون عقایدتان بیمار و فاشیستی است ؛ پس با کدام جرات از جوانانی ایراد میگیرید که در نماز جمعه حضورشان را به رخ شما و امثال شما کشانده اند ؟ این جوانان ممکن است برای اولین بار در نماز جمعه شرکت کرده باشند اما به مراتب از شما و دم و دستگاه های شما پاک تر و انسان ترند ؛ و وای بر من که این مقایسه ی ابلهانه را کردم چون شما حتی انسانیت هم ندارید که در پای این مقایسه قرار بگیرید ! نماز خواندن مجوز شما برای به زبان آوردن کثیف ترین جملات است ؟ قرآن خواندن به شما اجازه داده تا از خون جوانان از گل پاک تر این کشور بگذری و یا حتی از آنها حرف بزنی ؟ شیرینی زندگی آرام از چه کسی گرفته شده آقای خاتمی ؟! از مردم ؟! سوء تفاهم شده جناب ؛ چون این مردم هستند که در خیابان ها هستند و شیرینی زندگی آرام از شما سلب شده که شما جزیی از مردم نیستید و البته این شیرینی هم حق شما نبوده و نیست !

آنان که مسجد به آتش کشیدند اگر هم از مردم بوده اند بهترین کار را کرده اند که مسجد جای راز و نیاز است ؛ نه سنگر لباس شخصی های شما که از بام آن گلوله بر سینه ی جوانان ایرانی پرتاب کنند ! غارت را مردم کرده اند یا شما ؟ هرکس به ظاهر شما و شکم محترم تر از خود شما نگاهی اندازد کاملا برایش روشن می شود که چه کسی دست به غارت و چپاول زده و می زند … قتل ها را عاملین شما انجام دادند یا مردم ؟شما بلاهت را به سرحد آن رسانده اید آقای احمد خاتمی ؛ نکند ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و … همه و همه بسیجی بوده اند و مردم آن ها رو کشته اند ؟ تورو به خدایت قسم آقای احمد خاتمی این ادعا را هم بکن که اینها که کشته شده اند از شما بوده اند !

چرا کمی سکوت نمی کنید آقای ا.خاتمی ؟ چه اصراری دارید که نادانی و پلیدی وجود پوچتان را به همه آشکار کنید ؟ باور کنید ما با سکوت شما راحت تریم که صحبت های شما حتی طرفداران خودتان را هم آزرده می کند !