آقای احمد خاتمی قصد حبس نفس ندارید ؟

ژوئیه 20, 2009

آقای احمد خاتمی دوست نا عزیز … یک نماز جمعه که شما خطیبش بودید برای افزایش میزان تنفر ملت نسبت به خودتان کافی نبود ؟ صحبت کردن با آن لحن خطرناک و آلوده که فقط به کام افرادی چون خودتان شیرین بود بس نبود ؟برادر منفور من چرا کمی سکوت نمی کنید ؟ اغتشاشگر خواندن عموم مردم در خیابان ها نشانگر تمامی عقاید تروریستی و بیمار شما بود و خواست شما از قوه ی قضائیه مبنی بر حکم اشد مجازات برای مردم این کشور هم نمادی از ذات بی وجودی شما ؛ فکر نمی کنید که اگر تا همین امروز نقشی کثیف در سیاست کشور را داشته اید به خواست همین مردم بوده ؟

حال که تمام حرف های نا حسابی را زده اید و حرص ملتی را در آورده اید و اینک در کنار دوستان صمیمیتان مردم را به خون آلوده ی خودتان تشنه کرده اید و آخر خط را دارید مشاهده می کنید به دنبال چه چیزی بیش از این دستاورد ها می گردید که در مورد صحبت های رفسنجانی هم اظهار نظر می کنید ؟ وضعیت برای شما اگر خیلی ملتهب بود با حرف هایی که از سر معده زدید نمک بر زخم مردم نمی پاشیدید پس چطور شده که امروز وضع را ملتهب دیده اید و حرف های هاشمی رفسنجانی را افزاینده ی التهابات می خوانید ؟

آقای احمد خاتمی به خدایی که به آن اعتقاد دارید قسم که شما در تمام سال هایی که داعیه ی مسلمانی و نمازخوانی داشته اید هرگز لحظه ای پاک نداشتید چون عقایدتان بیمار و فاشیستی است ؛ پس با کدام جرات از جوانانی ایراد میگیرید که در نماز جمعه حضورشان را به رخ شما و امثال شما کشانده اند ؟ این جوانان ممکن است برای اولین بار در نماز جمعه شرکت کرده باشند اما به مراتب از شما و دم و دستگاه های شما پاک تر و انسان ترند ؛ و وای بر من که این مقایسه ی ابلهانه را کردم چون شما حتی انسانیت هم ندارید که در پای این مقایسه قرار بگیرید ! نماز خواندن مجوز شما برای به زبان آوردن کثیف ترین جملات است ؟ قرآن خواندن به شما اجازه داده تا از خون جوانان از گل پاک تر این کشور بگذری و یا حتی از آنها حرف بزنی ؟ شیرینی زندگی آرام از چه کسی گرفته شده آقای خاتمی ؟! از مردم ؟! سوء تفاهم شده جناب ؛ چون این مردم هستند که در خیابان ها هستند و شیرینی زندگی آرام از شما سلب شده که شما جزیی از مردم نیستید و البته این شیرینی هم حق شما نبوده و نیست !

آنان که مسجد به آتش کشیدند اگر هم از مردم بوده اند بهترین کار را کرده اند که مسجد جای راز و نیاز است ؛ نه سنگر لباس شخصی های شما که از بام آن گلوله بر سینه ی جوانان ایرانی پرتاب کنند ! غارت را مردم کرده اند یا شما ؟ هرکس به ظاهر شما و شکم محترم تر از خود شما نگاهی اندازد کاملا برایش روشن می شود که چه کسی دست به غارت و چپاول زده و می زند … قتل ها را عاملین شما انجام دادند یا مردم ؟شما بلاهت را به سرحد آن رسانده اید آقای احمد خاتمی ؛ نکند ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و … همه و همه بسیجی بوده اند و مردم آن ها رو کشته اند ؟ تورو به خدایت قسم آقای احمد خاتمی این ادعا را هم بکن که اینها که کشته شده اند از شما بوده اند !

چرا کمی سکوت نمی کنید آقای ا.خاتمی ؟ چه اصراری دارید که نادانی و پلیدی وجود پوچتان را به همه آشکار کنید ؟ باور کنید ما با سکوت شما راحت تریم که صحبت های شما حتی طرفداران خودتان را هم آزرده می کند !

Advertisements

نماز جماعتی با یک رنگ (سبز) با یک شعار (آزادی) با یک بو (پیروزی)

ژوئیه 18, 2009

در تاریخ 26 تیر ماه 1388 یک روز بزرگ دیگر در تاریخ ایران رقم خورد و کشوری که از پس سال ها سکوت به انزجار رسیده است بار دیگر در اعتراضاتی که به نتیجه ی انتخابات دروغین صورت گرفته ؛ معنای حقیقی وحدت و همدلی ای که نظام ج.ا همیشه به شکل یک مفهوم شعاری نمایش داده را به جهان فهماند و امروز ایران به وسیله ی مردمی صادق و متمدن تبدیل به نقطه ی عطف جهانی شده است .

همه به گوش بودند و انتظار فردی را می کشیدند که پس از این فعل و انفعالات انتخاباتی تنها نامش به میان آمده بود ولی هرگز خبری از او نبود . گرچه هاشمی رفسنجانی هم بخشی از همین نظام بوده که سال ها ظلم و ستم به مردم روا داشته ولی وقتی نامش به عنوان خطیب نماز جمعه اعلام شد همه ی مردم امیدوار بودند تا شاید تریبون نماز جمعه وسیله ای باشد تا آقای رفسنجانی بگوید آنچه را که مردم دوست دارند بشنوند ؛ گرچه این بیم هم از احتمال حمایت آقای رفسنجانی از رهبری وجود داشت ولی همه چشم انتظار شنیدن صحبت های ایشان بودند .

باید گفت که دیروز آقای رفسنجانی شما حمایت مردمی را داشتید که هرگز گمان نمی کردید روزی اینچنین برای شما شعار دهند تا شما شجاعت صحبت کردن داشته باشید … آقای رفسنجانی این نماز جمعه و این حمایت را هرگز فراموش نخواهید کرد چراکه این نماز جمعه برای شما هم یک روز بزرگ بود چراکه توانستید حمایت های مردمی را برای خودتان داشته باشید چیزی که رهبریت کشور امروز حسرت آن را می خورد . پس از این شانس و این حمایت ها استفاده کنید آقای رفسنجانی که این محبوبیت شما به سادگی تبدیل به تنفر خواهد شد . امروز دیگر روز درنگ نیست ! دیروز زمان داشتید تا خودتان را در این مسیر قرار ندهید و شاید به نحوی دیگر وجودتان را در نظام تثبیت کنید ولی امروز گام در مسیری گذاشتید که رنگش سبز است ؛ شعارش آزادیست و بوی پیروزی می دهد .

از اینکه آقای هاشمی رفسنجانی به لحنی مناسب حمایتشان را از مردم اعلام کردند باید خشنود بود چراکه افرادی مثل آقای رفسنجانی گرچه خود عضوی از نظام هستند و تا دیروز از بسیاری سلب اطمینان کرده بودند ولی امروز می توانند به عنوان یک انگیزنده ی قوی برای مردم باشند که بی شک هم همینطور خواهد بود چراکه دیگر این اعتراضات در اذهان عموم بی ثمر نیست که اگر بی نتیجه بود هرگز نماز جمعه ی تهران محفلی برای عنوان کردن مشکلات پیش آمده نمی شد و صدا و سیمای سانسورچی از پخش آن اجتناب نمی کرد . روزی جدید در تاریخ ایران رقم خورد و نظام گامی به عقب برداشت چراکه ترس نظام در برخورد با این روز خاص کاملا مشهود بود ؛ آنها که تنها رسانه ی اطلاع رسانیشان تلویزیون جمهوری اسلامی بود اگر تصاویر را ندیدند بی شک صدای شعار ها را شنیده اند و قطعا متوجه شده اند که کشور چنان مرعوب شده که حتی جرات نمی کند تصاویر نماز جمعه اش را پخش کند .

گام ها هم از سمت مردم و هم از سمت نظام رو به افزایش هستند و البته مردم همواره به خواسته شان نزدیک تر می شوند و نظام از آنچه دارد دور می شود چراکه متعلق به او نیست . ایران سهم و حق ایرانیست پس تا محقق نشدن این حق بزرگ سکوت در کشور حاکم نخواهد شد و این به معنی آنست که نظام بی دلیل نترسیده و کاملا طبیعیست که ترس سقوط را احساس کند ؛ خشمشان هم طبیعیست چراکه فکر نمی کنم حتی یک روز آسوده را هم سپری کنند .

باید از این مردم مبارز سپاسگزار بود و باید بوسه بر دستان عزیزانی زد که امروز در زندان ها محبوس هستند و باید گریست برای کشته شدگان این اعتراضات ؛ کشته شدگانی که حتی نام هایشان هم به گوش ما نمی رسد . در رقم خوردن این روز های بزرگ با رنگ سبز و با شعار آزادی که بوی پیروزی می دهد جای این دوستان شهید خالیست ولی سهمشان از این پیروزی عظیمست !