آقای خاتمی به فکر خودتان باشید

ژانویه 12, 2010

آقای خاتمی با تمام  احترامی که برای شما قائلم بعد از خواندن صحبت های شما در دیدار شوراي مركزي مجمع نمايندگان ادوار مجلس باید چند نکته را خدمت شما عرض کنم :

نکته ی اول : به دفعات از اقدامات ساختار شکنانه صحبت کرده بودید و اینطور که از صحبت هایتان برداشت می شود ؛ منظورتان به دسته ای از معترضین است ؛ این مساله انسان را به فکر فرو می برد که به راستی ساختار چیست و شما چطور آن را معنا می کنید ؟! آیا اعتراض به عقاید فاشیستی یک شخصیت در کشور (  با هر پست و مقامی ؛ چه رهبر ، چه رئیس جمهور و غیره )  شکستن ساختار تلقی می شود یا برخورد وحشیانه با تجمعات اعتراض آمیز به حقوق پایمال شده ؟ زندانی کردن چهره های فعال سیاسی و اجتماعی کشور و محکوم کردن آنها به بی نظیر ترین احکام غیر انسانی شکستن ساختار نیست ؟ دستگیر کردن  مردم و شکنجه دادن و تجاوز به دختران و پسران در زندان ها اگر ساختار شکنی نیست پس چیست ؟ عوامفریبی از طریق رسانه های ملی و تحریف حقایق نامش چیست ؟ یا شما تعریفتان از ساختار اشتیاه است و یا یک ملت اشتباه فهمیده است ساختار چیست که امروز شما ساختار شکنی را به مردمی نسبت بدهید که زبان اعتراضش سکوت بود .

نکته ی دوم : شما انقلاب بزرگی داشتید و احتمالا به آن افتخار هم می کردید ؛ اما با گذشت این سی سال شوم چطور می توانید بگویید که هنوز هم به انقلاب و نتجه اش ( ج.ا ) افتخار می کنید ؟! آیا نمی بینید که اشتباهات و جنایاتی که پس از انقلاب رخ داده با غلظت و افراط گری های بیشتر در حال تکرار است ؟! شما که بهتر از همه می دانید در سال های 60 و 67 در زندان های این کشور چه گذشته و از گور های دسته جمعی هم مطلعید و امروز می بینید آنچه شما حمایتش کردید و یا در مقابلش سکوت کردید امروز چطور گریبان خودتان و مردم امروز را گرفته ؟! چطور به نظامی افتخار می کنید که به اصلی ترین عناصر خودش هم رحم نکرده و نمی کند ؟! من شخصا فکر می کردم حمایت امروز شما از مردم به معنای پشیمانی از گذشته است ؛ همانطور که آیت الله منتظری پیش از فوتش به اشتباهاتی که رخ داده بود و ایشان خودشان را آن ها سهیم می دانسته ، اعتراف کرد و از مردم نیز عذر خواهی کرد و مردم هم ثابت کردند که نه تنها مثل نظام ج.ا افراطی و یکطرفه برخورد نمی کنند ؛ بلکه بسیار منعطف و بخشنده از هرشخصی که روزی عضوی از این نظام بوده و اشتباهی کرده اما امروز به سمت مردم برگشته ؛ حمایت می کنند .

نکته ی سوم : شعار امروز مردم هرگز «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» نیست … مگر یک ملت چند بار از یک سوراخ گزیده می شود ؟ امروز تناقضات موجود در جمهوری اسلامی چه از لحاظ تئوری و کلیت نظامی با این عنوان ؛ و چه از لحاظ عملکرد کلی و جزئی این نظام ، برای همگان آشکار شده است ؛ پس آقای خاتمی شما هم بدانید که زمان حفظ جمهوری اسلامی آن هم در شرایطی که همگی معتقدند و شما هم موافقید گه جمهوریت نظام کاملا در انتخابات از بین رفته و نظام کاملا خودکامه رفتار می کند و مومنین و مسلمانان کشور هم معتقدند که اسلامی که در نظام ج.ا اجرا می شود کاملا ابزاریست برای توجیه کردن عملکرد نادرست نظام و سرپوش گذاشتن بر روی تمامی فشار ها و حقوقی که از مردم سلب شده … پس شعار «استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی» صحیح به گوشتان رسیده ؛ چون دیگر تمامی مردم اعم از مذهبی و غیر مذهبی خواستار این هستند تا استبداد دینی را از میان بردارند . پس بدانید که اگر شعار شما غیر از اینست ، انحرافیست و اکثریت مردم خواستشان مغایر با چیز هاییست که شما دنبال می کنید .

نکته ی چهارم : آقای خاتمی هیچ کدام از افرادی که در خیابان ها در بین معترضین بوده اند ؛ هیچ غلطی نکرده اند !!! بیان نظر و عقیده هر چه قدر هم تند باشد و هر شخص و هر کجای نظام را هم که هدف قرار داده باشد ؛ بی عیب و ایراد است … شما که برخورد نظام را با این لحن آرام نقد کرده اید ؛ انگار نه انگار که خبر دارید چه به سر مردم آورده اند و چند نفر را کشته اند و در زندان ها مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار داده اند در قسمت های دیگر صحبت هایتان خواستار فضای باز و آزاد شده اید آیا خودتان تناقض را در صحبت هایتان نمی بینید ؟ احتمالا شما هم فضای باز را جایی برای حرف زدن خودتان و موافقانتان می دانید … در حالیکه ما فضای باز را برای همه خواستاریم چه موافق و چه مخالف با هر نوع جهت گیری سیاسی ای که داشته باشد .

نکته ی پنجم : در جایی گفته بودید که دو جریان نانشان در تشدید خشونت است ؛ باید خدمت شما عرض کنم که در تشدید خشونت تنها یک گروه کاملا با نشان فعالیت می کند ؛ آنهم گروهیست با نشان حیوانیت و دستور خ.ر که مجوز کشتار و هر جنایت دیگری را دارد ؛ گروهی که حتی در روز عاشورا که طبق اعتقادات خودتان ماه حرام است ، جوانان این کشور را با ماشین هایشان گرفتند ؛ شلیک مستقیم به سمت مردم کردند ؛ وحشیانه ، زن و مرد را در خیابان ها مورد شدید ترین حمله ها قرار دادند طوری که شاید آسیب های جسمی و روحیش هرگز درمان نشوند و هرکس را که خواستند و توانستند در زندان های مخوفشان محبوس کردند . اینها را انکار می کنید آقای خاتمی ؟ زمانی که می گویید دو گروه کم لطفی می کنید چون گروه دومی در کار نیست و تنها گروه موجود مزدوران نظام هستند و زمانی که می گویید نا نشان گویی حقایق را انکار می کنید و چشم بر همه چیز بسته اید که ندیده اید آن گروهی که کشتار کرد و خون ریخت به کجای نظام و کدام فرد در نظام وصل بود …

نکته ی ششم : گفته اید موضع شما همیشه مشخص بوده و هست و آن : «اسلام، انقلاب و ج.ا.» است ؛ آقای خاتمی اسلام را در قلبتان نگه دارید و در مساجد و حوزه ها به تحصیل و تدریس آن ادامه دهید اما جامعه و سیاست را از پذیرش مجددش معاف کنید که به خداوندی که می پرستید قسم این نظام ننگین از اسلام هم چیزی باقی نگذاشته است ؛ انقلاب هم یک اشتباه بزرگ بود و یا اگر هم نبود شما بهتر می دانید که از خواست مردم منحرف شد و اصلا از همان ابتدا که با خشونت تمام مخالفینی که خودشان از اجزای انقلاب بودند را به دار آویخت ، مشخص شد که این نظام سیاستی برای اجرا ندارد و تنها تصمیمش برای اداره ی کشور کشتار نظر مخالف است ؛ و اما آخرین موضع شما که ج.ا است که حاصل و دسترنج اسلام و انقلاب است در حال فروپاشی و سقوط است ؛ پس به خودتان فکر کنید و برای خودتان دلسوزی کنید آقای خاتمی !!! حتی اگر برای مردم دلسوزی نمی کنید ؛ مهم نیست چون مردم به دلسوزی و حمایت شما نیازی ندارند ؛ چون اصلا به رهبریت و راس نیاز ندارند ؛ این حرکت کاملا مردمیست و با خواست مردم پیشرفت می کند ؛ پس به فکر خودتان باشید که پس از پیروزی جنبش سبز برای بازگشت به سوی مردم دیر است ؛ شما محبوبیت داشته اید و می توانید داشته باشید و راه کسب این محبوبیت و نگهداری این محبوبیت هم ساده است ؛ تنها کافیست به سمت مردم بیایید ! کافیست سبز شوید و حقایق را بیان کنید ! این را بدانید که مردم به دلسوزی شما یا مسوولین نظام نیازی ندارند بلکه این شما هستید که با حمایت و دلسوزی مردمی موجودیت و محبوبیت پیدا می کنید چرا که این ملت است که سرنوشتش را رقم می زند … و سرنوشت امروز مردم ایران زمین رسیدن به پیروزی و آزادیست  !

وعده ی ما 22 بهمن ماه برای شکل دادن حماسه ای بزرگ

پاینده ایران و ایرانی


احمدی نژاد دهانت (پوزه ات) را ببند !

اوت 28, 2009

آقای احمدی نژاد این روز ها دیگر آنقدر مهم نیست که خطاب به او چیزی بنویسیم … اهمیتی ندارد که صحبت هایش را نقد کنیم و چرندیاتش را به بحث بگذاریم … دیگر می دانیم که او عروسک خیمه شب بازی سرورش و رهبرش خامنه ای است که تا قبل از انتخابات طرفدارانی داشته و امروز منفور است ؛ منفور تر از آنچه که تصورش را می کنیم . دیگر عام و خاص متوجه شده اند که احمدی نژاد یک اسباب بازی تندرو و افراطیست که هیچ کس جز خامنه ای حاضر نیست او را برای بازی انتخاب کند چون عدم وجود قدرت تعقل احمدی نژاد را به موجودی تبدیل کرده که گرچه با خشونت صحبت می کند و در نگاه اول جسارت از خود نشان می دهد اما در نگاه های بعدی ، پس از کمی تامل جسارت جای خود را به حماقت می دهد .

تا به امروز بسیاری از افراد اهل تفکر را محبوس کرده اند … به زندانیان در زندان های مخوفتان تجاوز کرده اند ؛ آن ها شکنجه داده اند ؛ مورد غیر انسانی ترین برخورد ها قرار داده اند و بسیاری از آنان را کشته اند … قطعه ای از بهشت زهرا را به اجسادشان اختصاص دادند ؛ گمنام و بی نشان دفنشان کردند و این حتی مشابه خاوران نیست چرا که در خاوران همه فهمیدند که چه کسانی دفن شده اند اما این جوانان با نام افراد معتاد و مفقود و … دفن شدند !

فضای کشور را از رعب و وحشت اشباع کردند ولی هرگز توجه نشدند که انسان تطبیق پذیر است و حتی به ترس و وحشت هم عادت می کند ؛ مردم را از حقوق طبیعیشان محروم کردند و نفهمیدند که انسان برای از دست دادن حقوق از دست رفته اش فریاد می کشد ، می جنگد و جان می دهد ؛ صدا ها را قطع کردند تا نه خودشان بشنوند که لرزه به تنشان بیفتد و نه دیگری بشنود که خدای ناکرده متوجه شود که چه کرده اند ولی ندانستند که زمزمه ها ، پچ پچ ها و سکوت ها معنا پیدا می کنند و از هر فریادی بلند تر صدا را به گوش خودشان و دیگران می رسانند ؛ حال با این اوصاف تریبون در اختیار آقای احمدی نژاد قرار داده اند تا باز هم با همان لحن زشت و فاشیستی خود دهان بی ارزشش را باز کند و مثل همیشه گندابی جدید ایجاد کند . باز هم می خواهد سند رو کند … سندی از جنس و نوع نمودار هایش ! چقدر ساده لوح است این احمدی نژاد که نمی فهمد دروغ را باید در ارتباط با مساله ای گفت که مردم به صحتش یقین ندارند … روزی از تورمی صحبت کرد که مردم به سادگی در خیابان ها احساسش می کنند و امروز چیز هایی را کتمان کرد که دیگر فهمیدنش مختص مردم ایران هم نیست بلکه دنیا می داند که اینها در زندان ها چه کرده اند … جهان بین الملل امروز می داند که چه کشتاری در ایران صورت گرفته و امروز عالم به اصل خامنه ای و احمدی نژاد پی برده است .

پس جناب احمدی نژاد … دهانت را ببند ؛ گرچه دهان خیلی مناسب آنچه بر صورت شماست نیست ، باید گفت پوزه ! پوزه ات را ببند و بیش از این دروغ تحویل ملتی نده که از تو بیزار است که باور کن این حرفها چیزی نیست جز زدن مهر تایید بر حکم مرگت ! سکوت کن احمدی نژاد و شاهد گذر زمانی باش که موافق برای تو نمی گذرد … مشاهده کن که چه کسانی اعدام خواهند شد و چه کسانی محکوم به مرگ هستند … احمدی نژاد به زودی خواهی دید که ایران به دست صاحبین اصلیش (مردم) باز می گردد .