آقای خاتمی به فکر خودتان باشید

آقای خاتمی با تمام  احترامی که برای شما قائلم بعد از خواندن صحبت های شما در دیدار شوراي مركزي مجمع نمايندگان ادوار مجلس باید چند نکته را خدمت شما عرض کنم :

نکته ی اول : به دفعات از اقدامات ساختار شکنانه صحبت کرده بودید و اینطور که از صحبت هایتان برداشت می شود ؛ منظورتان به دسته ای از معترضین است ؛ این مساله انسان را به فکر فرو می برد که به راستی ساختار چیست و شما چطور آن را معنا می کنید ؟! آیا اعتراض به عقاید فاشیستی یک شخصیت در کشور (  با هر پست و مقامی ؛ چه رهبر ، چه رئیس جمهور و غیره )  شکستن ساختار تلقی می شود یا برخورد وحشیانه با تجمعات اعتراض آمیز به حقوق پایمال شده ؟ زندانی کردن چهره های فعال سیاسی و اجتماعی کشور و محکوم کردن آنها به بی نظیر ترین احکام غیر انسانی شکستن ساختار نیست ؟ دستگیر کردن  مردم و شکنجه دادن و تجاوز به دختران و پسران در زندان ها اگر ساختار شکنی نیست پس چیست ؟ عوامفریبی از طریق رسانه های ملی و تحریف حقایق نامش چیست ؟ یا شما تعریفتان از ساختار اشتیاه است و یا یک ملت اشتباه فهمیده است ساختار چیست که امروز شما ساختار شکنی را به مردمی نسبت بدهید که زبان اعتراضش سکوت بود .

نکته ی دوم : شما انقلاب بزرگی داشتید و احتمالا به آن افتخار هم می کردید ؛ اما با گذشت این سی سال شوم چطور می توانید بگویید که هنوز هم به انقلاب و نتجه اش ( ج.ا ) افتخار می کنید ؟! آیا نمی بینید که اشتباهات و جنایاتی که پس از انقلاب رخ داده با غلظت و افراط گری های بیشتر در حال تکرار است ؟! شما که بهتر از همه می دانید در سال های 60 و 67 در زندان های این کشور چه گذشته و از گور های دسته جمعی هم مطلعید و امروز می بینید آنچه شما حمایتش کردید و یا در مقابلش سکوت کردید امروز چطور گریبان خودتان و مردم امروز را گرفته ؟! چطور به نظامی افتخار می کنید که به اصلی ترین عناصر خودش هم رحم نکرده و نمی کند ؟! من شخصا فکر می کردم حمایت امروز شما از مردم به معنای پشیمانی از گذشته است ؛ همانطور که آیت الله منتظری پیش از فوتش به اشتباهاتی که رخ داده بود و ایشان خودشان را آن ها سهیم می دانسته ، اعتراف کرد و از مردم نیز عذر خواهی کرد و مردم هم ثابت کردند که نه تنها مثل نظام ج.ا افراطی و یکطرفه برخورد نمی کنند ؛ بلکه بسیار منعطف و بخشنده از هرشخصی که روزی عضوی از این نظام بوده و اشتباهی کرده اما امروز به سمت مردم برگشته ؛ حمایت می کنند .

نکته ی سوم : شعار امروز مردم هرگز «استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» نیست … مگر یک ملت چند بار از یک سوراخ گزیده می شود ؟ امروز تناقضات موجود در جمهوری اسلامی چه از لحاظ تئوری و کلیت نظامی با این عنوان ؛ و چه از لحاظ عملکرد کلی و جزئی این نظام ، برای همگان آشکار شده است ؛ پس آقای خاتمی شما هم بدانید که زمان حفظ جمهوری اسلامی آن هم در شرایطی که همگی معتقدند و شما هم موافقید گه جمهوریت نظام کاملا در انتخابات از بین رفته و نظام کاملا خودکامه رفتار می کند و مومنین و مسلمانان کشور هم معتقدند که اسلامی که در نظام ج.ا اجرا می شود کاملا ابزاریست برای توجیه کردن عملکرد نادرست نظام و سرپوش گذاشتن بر روی تمامی فشار ها و حقوقی که از مردم سلب شده … پس شعار «استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی» صحیح به گوشتان رسیده ؛ چون دیگر تمامی مردم اعم از مذهبی و غیر مذهبی خواستار این هستند تا استبداد دینی را از میان بردارند . پس بدانید که اگر شعار شما غیر از اینست ، انحرافیست و اکثریت مردم خواستشان مغایر با چیز هاییست که شما دنبال می کنید .

نکته ی چهارم : آقای خاتمی هیچ کدام از افرادی که در خیابان ها در بین معترضین بوده اند ؛ هیچ غلطی نکرده اند !!! بیان نظر و عقیده هر چه قدر هم تند باشد و هر شخص و هر کجای نظام را هم که هدف قرار داده باشد ؛ بی عیب و ایراد است … شما که برخورد نظام را با این لحن آرام نقد کرده اید ؛ انگار نه انگار که خبر دارید چه به سر مردم آورده اند و چند نفر را کشته اند و در زندان ها مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار داده اند در قسمت های دیگر صحبت هایتان خواستار فضای باز و آزاد شده اید آیا خودتان تناقض را در صحبت هایتان نمی بینید ؟ احتمالا شما هم فضای باز را جایی برای حرف زدن خودتان و موافقانتان می دانید … در حالیکه ما فضای باز را برای همه خواستاریم چه موافق و چه مخالف با هر نوع جهت گیری سیاسی ای که داشته باشد .

نکته ی پنجم : در جایی گفته بودید که دو جریان نانشان در تشدید خشونت است ؛ باید خدمت شما عرض کنم که در تشدید خشونت تنها یک گروه کاملا با نشان فعالیت می کند ؛ آنهم گروهیست با نشان حیوانیت و دستور خ.ر که مجوز کشتار و هر جنایت دیگری را دارد ؛ گروهی که حتی در روز عاشورا که طبق اعتقادات خودتان ماه حرام است ، جوانان این کشور را با ماشین هایشان گرفتند ؛ شلیک مستقیم به سمت مردم کردند ؛ وحشیانه ، زن و مرد را در خیابان ها مورد شدید ترین حمله ها قرار دادند طوری که شاید آسیب های جسمی و روحیش هرگز درمان نشوند و هرکس را که خواستند و توانستند در زندان های مخوفشان محبوس کردند . اینها را انکار می کنید آقای خاتمی ؟ زمانی که می گویید دو گروه کم لطفی می کنید چون گروه دومی در کار نیست و تنها گروه موجود مزدوران نظام هستند و زمانی که می گویید نا نشان گویی حقایق را انکار می کنید و چشم بر همه چیز بسته اید که ندیده اید آن گروهی که کشتار کرد و خون ریخت به کجای نظام و کدام فرد در نظام وصل بود …

نکته ی ششم : گفته اید موضع شما همیشه مشخص بوده و هست و آن : «اسلام، انقلاب و ج.ا.» است ؛ آقای خاتمی اسلام را در قلبتان نگه دارید و در مساجد و حوزه ها به تحصیل و تدریس آن ادامه دهید اما جامعه و سیاست را از پذیرش مجددش معاف کنید که به خداوندی که می پرستید قسم این نظام ننگین از اسلام هم چیزی باقی نگذاشته است ؛ انقلاب هم یک اشتباه بزرگ بود و یا اگر هم نبود شما بهتر می دانید که از خواست مردم منحرف شد و اصلا از همان ابتدا که با خشونت تمام مخالفینی که خودشان از اجزای انقلاب بودند را به دار آویخت ، مشخص شد که این نظام سیاستی برای اجرا ندارد و تنها تصمیمش برای اداره ی کشور کشتار نظر مخالف است ؛ و اما آخرین موضع شما که ج.ا است که حاصل و دسترنج اسلام و انقلاب است در حال فروپاشی و سقوط است ؛ پس به خودتان فکر کنید و برای خودتان دلسوزی کنید آقای خاتمی !!! حتی اگر برای مردم دلسوزی نمی کنید ؛ مهم نیست چون مردم به دلسوزی و حمایت شما نیازی ندارند ؛ چون اصلا به رهبریت و راس نیاز ندارند ؛ این حرکت کاملا مردمیست و با خواست مردم پیشرفت می کند ؛ پس به فکر خودتان باشید که پس از پیروزی جنبش سبز برای بازگشت به سوی مردم دیر است ؛ شما محبوبیت داشته اید و می توانید داشته باشید و راه کسب این محبوبیت و نگهداری این محبوبیت هم ساده است ؛ تنها کافیست به سمت مردم بیایید ! کافیست سبز شوید و حقایق را بیان کنید ! این را بدانید که مردم به دلسوزی شما یا مسوولین نظام نیازی ندارند بلکه این شما هستید که با حمایت و دلسوزی مردمی موجودیت و محبوبیت پیدا می کنید چرا که این ملت است که سرنوشتش را رقم می زند … و سرنوشت امروز مردم ایران زمین رسیدن به پیروزی و آزادیست  !

وعده ی ما 22 بهمن ماه برای شکل دادن حماسه ای بزرگ

پاینده ایران و ایرانی

Advertisements

20 پاسخ برای آقای خاتمی به فکر خودتان باشید

  1. delemellat می‌گه:

    دوست عزیز با عقایدت کاملاً موافقم و اگر این آقایان نخواهند عقایدشان را صراحتاً و شفاف در مورد این نظام ننگین بیان کنند و با همان روشهای موذیانه به حمایتی دو جانبه بپردازند و به قول معروف یکی به نعل و یکی به میخ بکوبند جز اینکه مسیر جنبش را به بیراهه بکشانند نتیجه ای دیگر نخواهد داشت ما برای بار چندم از ایشان رودست خواهیم خورد.

  2. Bita می‌گه:

    سلام. مطلب خوبی بود، ممنون.
    فقط یه نکته رو اینجا می خوام بگم و اون اینه که در نکته پنجم، منظور آقای خاتمی از نانشان، به زبان عامیانه همون نونشون هست. یعنی دو گروه هستند که از این قضیه نون می خورند. منظور بی نشان نیست. فکر کنم اگه این مسئله رو هم لحاظ کنید، متن شما بی عیب خواهد بود.

  3. moghavematmelli می‌گه:

    چه ساختاری را نباید بشکنیم؟ نظام ظلم را؟ ولایت مطلقه فقیه را که همچون رهبر پرستی حتی از جنبه دینی عین شرک است و تنها گناهیست که خدا نمی بخشد؟ و گویی خداوند ما را به عقوبات آن دچار کرده؟ ( –> «اصل ولايت فقيه»= رهبرپرستي )
    چه ساختاری را نباید بشکنیم؟ … پوستین وارونه ای که به نام دین بر حقیقت پوشانده اند و در آن ظلم و جور و کشتار و شکنجه و تجاوز و پایمالی حقوق اولیه انسانی اشکالی ندارد اما ایستادن در برابر ظلم محاربه با خدا تلقی میشود؟
    چه ساختاری را نباید بشکنیم؟ … نگوییم قدیسان شما نیز چندان قدیس نبودند: یکی چماق دارانی را که به آزادی خواهان یورش میبردند مردم غیور میخواند … دیگری فریاد بر قوانین قضایی جاهلیت را ارتداد مینامید و همه آزادی خواهان را تکفیر میکرد؟ نگوییم هر یک از این قدیسان بنیان گذاران ظلمی بودند که امروز با ماست؟ نگوییم در بنای کاخ ظلم، هر یک از ایشان آجری بر آجری افزود تا ساختار ستمکاری بدین پایه رسید و کنگره اش چنان که می بینید سر بر آسمان سایید … آیا این کاخ ظلم، همان ساختاری است که نباید بشکنیم؟
    چه ساختاری را نباید بشکنیم؟ … مبارزه ضد خشونت را؟ اما آیا مبارزه ضد خشونت یعنی در خانه نشستن یا عاشقانه به خیابان آمدن در این ایام که گوی توفیق و کرامت انسانی را به میان افکنده اند؟…
    http://moghavematmelli.wordpress.com/2010/01/11

  4. علی می‌گه:

    اینا یک کلیشه گذاشتن توی سرشون و نمی خوان بیرونش بیارن. حتمن گروه دوم که از این وسط به قول خاتمی می خواد نون بخوره مجاهدین خلق اند که سالهاست ظاهرن تصمیم گرفته اند عملیاتی انجام ندن و حالا هم بیچاره ها همه زورشون اینه که از عراق بیرونشون نکنن. خاتمی و آخوندای دیگه از چیز دیگه ایی ناراحت اند. اینها اغلبشون آمر و یا شاهد و یا تشویق کننده جنایت ها بوده اند و حالا هم که مردم تصمیم گرفته اند پس از پیروزی جنبش اینها رااذیت و زندانی نکنن بشرطی که بیان توی کمیسیون های حقیقت یابی حقایق را بیان کنند بازهم راضی نیستند. دلشون نمی خواد بیان بگن چه جنایت ها کرده اند. بخاطر همین می خوان حکومت رو هر جور شده نگه دارن. اینا از اولش هم نشون دادند که به چیزی که اعتقاد ندارن اسلامه. چیزای دیگه همه ش بهانه ست.

  5. hamoon می‌گه:

    مطمئن باش بدون پشتوانه مردمی وبا دین زدایی موفق نخواهید شد.مردم مسلمانند و روحانیت مترقی را دوست دارند و احترام قائلند.مشکل نظام بی توجهی به جمهوریت نظام است ،که با اتکا به ولایت مسخره فقیه همه چیز و اصول را زیر پا گذاشته.

  6. علی می‌گه:

    اینا سی ساله هر چه اراده کرده اند بدست آورده اند. هر کجا خواسته اند رفته اند. برای هر کسی که تصمیم گرفته اند کار و ثروت و تحصیل فراهم کرده اند. سی سال سروری کرده اند حتا وقتی که مثلن در موضع اوپوزیسیون بوده اند. حالا بهمین آسونی همه اینها رو از دست بدن و کارهایی رو بکنن که در حد و اندازه هاشونه؟ معلومه که جمهوری اسلامی از نگاه اینها بهترین حکومت تاریخه. عشقی هم که به خمینی دارن بخاطر همینه. خمینی واقعن ولینعمت شونه. با کشتن هزاران انسان و به اسارت گرفتن و تحقیر کردن یک ملت بزرگ، برای اینها نعمت و عزت آورد. حالا هی شما اینارو نصیحت کنین که بسوی مردم برگردن. نمی شه، نمی تونن. این مثل این می مونه که به یک عاشق بگی عشق چیز خوبی نیست ازش دست بردار.

  7. afagh می‌گه:

    باسلام
    مطلب جالبی بود اما آیا واقعا» ما بدون رهبر سیاسی پسروز می شویم ؟ یا هر خیابان رفتن ما برابر با ریختن خونهای بیشتری از جنبش خواهد بود . آیا وقت آن نرسیده ما هم مثل خود وحشیشان عمل کنیم و کمی خشونت برای دفاع از آرمانمان خرج کنیم ؟ وگرنه دیگر کسی برای رفتن به خیابان باقی نمی ماند.متشکرم

  8. خلیل می‌گه:

    سلام، آقای خاتمی رگ و ریشه اش با دین سرشته شده و از این بیشتر نمی تواند جلو بیاید، اما واقعیات امروز را هم نمی تواند انکار کند، این است که بین صندلی ایستاده و سرگردان است.

  9. ناشناس می‌گه:

    خاتمی شخصیتی است که فقط فیس دموکراسی را می گیرد. به قوا اونهایی که هر دم بادی بوزد به همان صورت است. از قوم قبیله خودش کسی کشته نشده فقط به فکره اینه که اون بالاها یک جایی داشته باشد.

  10. ناشناس می‌گه:

    یکی از دلایل کاهش رای موسوی در ابتدا همین خاتمی بود که عکسش را کنار میرحسین انداخته بود. خوب شد احمدی تقلب کرد وگرنه مردم انتظار زیادی از میرحسین داشتند ولی الان مشخص شده که تا بیخ گوش میرحسین کیا هستند.

  11. Leila می‌گه:

    بسیار ممنونم از اینکه حرف دل هزاران ایرانی را بابیانی شیوا عنوان نمودید. فکر میکنم حالا دیگر وقتش رسیده که از انقلاب 57 عبرت بگیریم و به بهانه اتحاد برای رسیدن به مقصد بدون توجه به تفاوتها چشممان را بر هر ایدئولوژی نبندیم. من هم مثل شما برای آقای خاتمی بسیار احترام قائلم ولی فکر میکنم ایشان باید تکلیف خودشان با مردم را روشن کنند و به قول دوستان دیگر یکی به نعل و یکی به میخ کوبیدن بس است چراکه مردم سرنوشت این محافظه کاری افراطی را در دوره ریاست جمهوری ایشان دیدند.

  12. ali می‌گه:

    man baa «delemellat» mokhaalefam.
    chon ina age ba mellat hamraah nashan, mellat khodesho moattale inaa nemikone va az inha migzaran. pas be nafe khodeshoone baa mardom bashan, va rooraast bashan.vagheiat ine ke mardom in nezaam o nemikhaan. dige ye «GAAv» ham miaavordan mifahmid in nokte saade ro. hala in aghayoon khodeshoono be kharyat mizanan moshkele khodeshoone, mardom montazere kesi nemimoonan

  13. Babak می‌گه:

    هزاران درود بر شما ، تمام حرفهای دل من و دوستانم را بیان داشتید. من ماههاست که همواره فریاد میزنم که راه ما با راه آخوند ها کاملآ متفاوت است . به نظر من دعوای آنها سر تقسیم اموالی است که از مردم همواره میدزدندو چون یک عده شان را بوسیله احمدی نژاد کنار گذاشته شده اند دارند مخالفت میکنند ، آنها با اصل ولایت فقیه مخالفت ندارند مثلآ میگویند به جای خامنه ای ، خاتمی رهبر باشد و یا رفستجانی باشد . در واقع میگویند که آقای خامنه ای شما باندازه کافی دزدیدید و خوردید و حالا نوبت ماست. ولی مردم ما خواستار آزادی ، مساوات ، برابری ، و پایان داند به دزدی و فساد و اعتیاد و …هستند . در واقع مردم ما خواستار یک زندگی آزاد و آرام و شرافتمندانه هستند دوست ندارند که کسی به آنها بگوید چی بخور و چی بپوش و …. داستان آخوند شبیه این است که گویند دو نفر دزد خری دزدیدند سر تقسیم با هم جنگیدند …. به آقای خاتمی طوری نشده همین حالا هم بچه هاش در یک کشور خارج از ایران درس میخوانند و حالشان براه است . ولی برای جوانان ما هیچ امیدی نیست که کار شرافتمندانه داشته باشد و حقوقی دریافت کنند که با آن حقوق بتواند ماشین و خانه و ازدواج و زندگی آبرومند تشکیل دهد. چطور که در خیلی از کشور های دیگر مردم از این امکایات بر خوردار هستند . حتی کشور هایی که نه نفت دارند و نه گاز و نه سایر منابعی که ما در ایران داریم. خاتمی از اول انقلاب در رآس حکومت بود تا ٤ سال پیش ، تازه در این جهار سال هم که احمدی نژاد روی کار آمده ایشان چنان هم محتاج نبودند لا اقل از سه یا چهار جا حقوق دریافت کرده اند منتها مثل آقا مجتبی هزار هزار ملیون دلار به خارج از کشور منتقل نکرده اند همه دعوای آنها بر سر این است .
    ضمنآ اگر امکان داشته باشد بفرمایید که به چه دلیل احترام به آقای خاتمی قائل هستید؟ آیا در زمان ریاست جمهوری ایشان نبود که دانشجویان را از طبقه چهارم به زمین پرتاب کردند؟ قتل های زنجیره ای در زمان ایشان اتفاق نافتاد؟ آیا جنبش بزرگ دانشجویی در زمان ایشان سرکوب نشد؟ آیا دانشجوی ما در زمان ایشان یک چشمش را از دست نداد؟ شما فکر میکنید ما مردم اینها را فراموش کرده ایم؟ مردم ایران شانس آوردند که در انتخابات تقلب شد و حالا دست این آقایان دارد یکی یکی رو میشود و الا همین اقای خاتمی یکی از سر دمداران در دولت آقای مهندس موسوی میشد و ٣٠ سال دیگر مردم ما باید با بدبختی روزگار میگذراندند. ممنون از زحماتی که میکشید و مینویسید و مردم آگاه ما را آگاه تر میکنید درود مجدد بر شما و تمام مردم آزادی خواه ایران که با دست خالی به جنگ اهریمن رفته و با تمام وجود مبارزه میکنند.

  14. علی ..م.اروپا می‌گه:

    با درود
    دوست عزیز و هموطن گرامی
    خاتمی و موسوی و کروبی و تمام آقایان اصلاح طلب مشارکتی //نوعی خطوط قرمز برای انحراف مردم از توجه به خروج از خطوط قرمز نظام است ..تمام هدف آقایان جنگ زرگری به نفع رژیم بوده و هست و این یکی به نعل و یکی به میخ زدنهای آقایان فقط زمینه سازی برای عقب نشینی تاکتیکی رژیم و ساکت کردن مردم است ..حرکت مبت و خواسته انان باید از حرف و خطوط قرمز امثال خاتمی چیها بگذرد.خاتمی وموسوی و کروبی /ساخته و پرداخته شده تئوریسینهای ولایت فقیه برای روز مبادا هستند و اگر اینبار موفق شوند پتانسیل مردم ومعترضیبن را درچهار چوبهای قرمز ولایت متوقف کنند سلطه باند مافیای ولایت تا 70 سال دیگر قابل تغییر نیست ..چون یزودی نیز اولین بمب اتمی خود را آزمایش خواهند کرد و دنیا به بهانه داشتن بمب اتم در دست آقایان فقط راه مصالمت آمیز را تجویز خواهد کرد

  15. راستین می‌گه:

    خیلی ممنون از این مقاله عالی! شما به تمام حقایق اشاره کردید. من از همون 18 تیر 1378 فهمیدم که خاتمی سوپاپ اطمینان رژیم بود. همون موقع که پشت دانشجوها را خالی کرد. من تک تک اون روزها را یادمه… همیشه پدرم میگفت سگ زرد برادر شغاله… یادمون باشه که خاتمی هم آخونده …

    به امید آزادی

  16. علی ..م.اروپا می‌گه:

    ضمنا باید خدمت دوستان عرض کنم
    واقعا ملتی در سادگی و بدبختی مثل ایرانی در دنیا سراغ ندارم .
    درس عبرت نمیگیریم از اینکه موسوی و خاتمی و کروبی که بودند و چند هزار نفر از ملت توسط همین اقایان تیرباران شدند!!
    مذهب را در حد تعصب خرانه قبول داریم در حالیکه چند کتاب نمی خوانیم تا متوجه شویم همه و همه ساخته و پرداخته شخص محمد است !!
    به خاطر حسین خود را پاره میکنیم و مطالعه نمی کنیم تا قبول کنیم حسین و سایر اینان نه مال هستند و نه قابل خود پاره کردن//و درست مثل خامنه ای توسط عده ای ماست بند به درجه امام!!!!رسیده اند !!
    خطوط قرمز ما در اصل باورهای متعصبانه و جاهلانه ماست که نمی گذارد واقعیت و ماهیت آقایان را درک کنیم
    خطوط قرمز ما همین احترام گرفتن و ادای احترام به قاتلین ملت است !!
    خطوط خریت ما بارو به امثال ریا کارانی مانند خاتمی است که بخاط حفظ ولایت و منافع خود سالهاست ملت ساده را بازی میدهد
    متاسفم برای چنین ملتی و چنین حرکتیها بی معنی برای تغییر
    حق ما همینان هستند و نه بیشتر ..زیرا نه روش منطقی را میدانیم و نه روش مبارزه را ..
    چه زیبا گفت ماکیاولی …ملتها همیشه مستحق حاکمین خود هستند ..
    بروید و بنشینید در خانه و همان ولایت فقیه را قبول کنید بهتر از کشته شدن است ..چون دنباله روی از موسوی و خاتمی و امثال به همان ولایت در نوعی دیگر منتهی میشود ..پس نیازی به هزینه کردن نداریم
    بدرود

  17. Hamid Reza می‌گه:

    باسلام،
    دوست عزیز با تحلیلی که بر سخنرانی خاتمی نوشته اید کاملا موافقم خاتمی با این صحبتها ما را به کلی مایوس کرد ظاهر خاتمی بیشتر نگران خ.ر میباشد تا جوانان ما که در راهپیمایی سکوت آنچنان وحشیانه کشته، زخمی، زندانی و مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفتند اقا ما میگیم جمهوری ایرانی میخواهیم ساختار چند کیلو که حالا ساختار شکن چند کیلو باشه فکر میکنم خاتمی برای خودش خواب رهبری دیده که اینقدر نگران ولی فقیه است در هر صورت دوست عزیز تحلیلت رو خواندم و لذت بردم واقعا حرف دل همه سبزهاست سخنی کز دل براید لاجرم بر دل نشیند.

  18. mohammad می‌گه:

    Hi,Thank you this article was absolutly perfect.Khatami is not in our side, he is in his side and he wants his share and profit which has been lost.
    Thanks again

  19. Green Way می‌گه:

    سلام دوست عزیز خیلی تند و با دل پر درد نوشته اید من در باب بیانات ایشان مطلبی را منتشر کردم که شاید نوعی دیگر به داستان نگاه شده باشد خوب اینگونه هم می شود نگاه کرد و آنگونه که شما گفتید نیز می شود ولی بیایید و نظر من را بخوانید علاقه مندم نظر جنابعالی و دوستان دیگر که برای شما ابراز نظر کردند را بدانم به حتم شما اهل منطق هستید و می توانیم در گفتمانی ایده آل برای جهت گیری صحیح ذهنی یکدیگر و دوستان مطلب را بیشتر روشن نماییم از اینکه مودبانه و متین ولی تند نقد کردید خوشحالم موفق باشید
    http://greenwaymovement.wordpress.com
    موسوی ، کروبی ، خاتمی ، خائن!! یا عاقل؟

  20. سنگ نامه می‌گه:

    نوشته خوبی بود ممنون

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: