اگر عید فطری هست برای شهیدان است / عید فطر بر شهیدان سبز مبارک باشد

آن زمان که جریانات را در شکل تئوری با منطقم می بینم خشن و بی احساس می نویسم ؛ صحبت می کنم و رفتار می کنم … به خیابان ها می روم ؛ درگیر می شوم ؛ خون می بینم و عبور می کنم اما شب که بازمی گردم ؛ روی تختم دراز می کشم و خیره در تاریکی اتاق به نقطه ای نامشخص خیره می شوم و فکر می کنم ؛ آن زمانی که احساس در من زنده می شود و از منطق خبری نیست گویا تصاویری که در روز از مقابل چشمانم گذشته اند تکرار می شوند ؛ تمام تصاویری که از نزدیک دیده ام و یا آنها که فیلم شده اند از مقابل چشمانم می گذرند ؛ چشمان ندا که در آخرین لحظه نگاه می کند ؛ نگاهی معصومانه ، درست در زمانی که خون صورتش را می پوشاند و صدایی که نامش را فریاد می زند و عاجزانه از او می خواهد زنده بماند ؛ لبخند بر روی لبان سهراب ؛ لبخندی که از لحظه ای که با نماد سبز در کنار مادرش نشسته تا لحظه ای که در غسالخانه است او را همراهی کرد ؛ و البته شیون های مادرش بر مزار سهراب ؛ جوانی اشکان که در چهره اش موج می زند و ساز کیانوش آسا که تنها صدای سازش همیشه در گوشم است و فراموشم نمی شود و تصاویری از بهشت زهرا که هموطنانم را گمنام در آنجا دفن کردند … همه و همه را به خاطر می آورم ؛ اشک در چشمانم حلقه می زند و بغض راه گلویم را می بندد ؛ از هرچه منطق و تئوری های انسانی و اعتراضیست بیزار می شوم .

امروز آن زمان که فطر را تبریک می گفتند باز هم اثری از منطق نبود ؛ فکرم آنجایی بود که خنده و عید و شادی در آن وجود نداشت ؛ این چه عیدیست که بعد از ریختن خون جوانانمان فرا رسیده ؟!  دانستن وجود اعیاد دیگر بیشتر آزارم می دهد ؛ انتظار تبریک اعیاد دیگر آتش به جانم انداخته که چطور در حالیکه در سوگ عزیزانمان نشسته ایم اعیاد را جشن بگیریم ؟! چقدر جایشان در کنار خانواده هایشان خالیست و چقدر نبودشان غم انگیر است ؛ ای کاش بازگشتی بود ؛ ای کاش می شد امیدوار بود به این بازگشت ؛ دریغ که می دانیم بازنمی گردند ؛ اما هستند … پیش خانواده هایشان ، پیش ما نیستند ؛ اما هستند … می نگرند که چطور اگر عیدی هست به یادشان هستیم … می دانند که چقدر دوستشان داریم و هرگز از یادشان فارغ نمی شویم … آنها هستند و می بینند که خونشان پایمال نخواهد شد … وجودشان را آن زمان که در خلوتم هستم احساس می کنم و آن زمان که در خیابان ها در میان مردم هستم لمس می کنم … عید را به تدا و ندا ها ، به سهراب ها و اشکان ها و کیانوش ها و باقی شهدا تبریک می گوییم … اگر فطری هست به آنها تبریک می گوییم که این عید و اعیاد دیگر برای آن هاست تا عیدی که جشن پیروزی را به یادشان ، در کنارشان جشن بگیریم .

همیشه به یادتان هستیم عزیزان شهید

عیدتان مبارک باشد

Advertisements

19 Responses to اگر عید فطری هست برای شهیدان است / عید فطر بر شهیدان سبز مبارک باشد

  1. javad می‌گوید:

    bahat ham aghidam//
    ye jaraghe dobare zad b kharmane man// jedan khosham omad az neveshtat//
    bade chera khordeyi? bade b ejbar tora dade and?! ya k b reza khordeyi//(kianoshe asa)

  2. مهمون می‌گوید:

    سلام…اگر هر فردی را از منطق مجزا بررسی کنیم غیر قابل بازگشته …یعنی یه نفر فقط از نظر فردی خودشه .اگر چیزی رو از دست بده غیر قابل جبرانه ..حالا اگه جانش باشه که دیگه یعنی تمام …از نظر خانواده اش هم همینطوره ولی مبارزه هم منطق خودشو داره و هر کسی واردش میشه خودش خانواده اش باید امادگی هزینه رو داشته باشه …اما فکر نمیکنی که حتی ندا سهراب یا خیلی های دیگه که گمنامند برای چی رفتن ؟؟؟اونا رفتن که واسه مردم ایران عید باشه و واسه دیوا عزا …من همیشه دوست دارم سهرابو با همون لبخند یاد بیارم …لبخندی که لرزه به تن دیوا میندازه …حیف از اونائی که رفتن اما اونا واسه عیدانه شدن حال و روز ما رفتن …اره خوب گفتی …این روزا عید اوناست …عید اولشون و همیشه عید اونا و ما باید باشه و عزای دیوها …یا علی

  3. نازدانه می‌گوید:

    eidi dar kar nist..che az lahaze ehsasi che manteghi..aya zamane jashn gereftan va shadi ra taghvim taiin mikone ya vagheiyat? agar hezaran sale ghabl arab ha in ruz ro jashn gereftand ..mane azaadar..mane shahid dade..mane shekanje shode ..mane zendani ..mane kamar shekaste zire baare zolm ham bayad jashn begiram?! jashn yani shadi..aya ma shadim? aya neda va sohrab va baghiyeye koshte shodegane mazlum emruz shadand?vaghti khanevadehasheshan haghe gereftane marasem ham nadarand ..vaghti baraye enkare be ghatl residane farzandeshun dar fesharand..vaghti mazaareshan bi namo neshan ast..vaghti baraye armaani koshte shodand ke hanuz mohaghagh nashodeh..vaghti ghatelaneshan elam mikonand emruz eid ast va dar khiabanhaii keh anha ra koshteh and bar khuneshan jashn migirand va namaz mikhanand..na baraye ma na baraye anha ruze eid va shadi nist..eide ma va shohada va khanevadehayeshan ruzist ke deleman az residan be hadaf shad bashad..na ruzi ke rahbar helale mah ra rasad mikonad

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام

      ممنونم از کامنت خوبت نازدانه جان
      اما شادی و جشن رو برای من نه تقویم مشخص می کنه و نه تاریخ … من به سطح شهر نگاه می کنم ! آن زمان که همه تبریک می گویند ؛ لبخند به لب دارند ؛ شادمانند یعنی کشور در حال سرور است ؛ در حال شادمانیست و آن زمان که تسلیت می گویند ؛ اشک می ریزند و لبخند به لب ندارند یعنی کشور در حال عزاست و من برای کشورم می نویسم نه برای خودم ؛ پس اگر آنها در جشن باشند و عید داشته باشند من عیدشان را به آنها تبریک می گویم گرچه من عیدی نداشته باشم

      پیروز باشید

  4. نازدانه می‌گوید:

    3o sale ke agaahane jamee zire shekanjan,,ghatle aam mishan..beheshun tajavoz mishe..va edei az hame ja bikhabar ke na bidarand na khiale bidar shodan darand jashn migirand va labkhand mizanand va zendegi zire bare zolm ro be ham tabrik migan..shoma be in gheshre khas ke az tarse jan hata nemikhan az anche bar azadikhahan migzare beshnavand ya bedanand ektefa mikonid?? shoma tashrif bebarid pishe khanevadehaye koshteh shodegan keh az tarse rejime ghaseb farari ya dar bandand bebinid aya labkhand mizanand ya be ham tabrik migan??!! namzade neda ke dar zendane..khanevadeye aghai keh behesh tajavoz shode va zire fesharand baraye pas gereftane sokhanane farzandeshun..madarani ke nemidunan mazaare farzandeshun kojast..madarane daghdideye jaryane daheye 60 va khavaran..hata kasani keh rahbar marjaeshan nist va nemitunan farda ro ke eide haghighishune jashn begirand ya namaz e fetr ro ejra konand..aya inha ba shoma movafeghand? shoma edeh i angosht shomar ro namayandeh ye yek melat mahsub kardid..kasani ro ke be rahbar iman darand va emruz poshte ghatelan namaz khundan jamee ye mosalman farz kardid duste aziz..shad bashid

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام مجدد

      اولین نکته : من توی مطلبم فقط به شهدا تبریک گفتم و نه به مردم
      دومین نکته : اگر از حس و حال و ناراحتی و غم و اندوه خانواده های شهدا بی خبر بدم هرگز مطلبی نمی نوشتم تا شاید با نوشتن این مطلب یادآوری کنم که آنها تنها نیستند و ما همچنان فرزندان عزیزشون رو به یاد داریم
      سومین نکته : در تظاهرات های اخیر در شلوغ ترین حالت جمعیت 5 میلیونی رو در خیابان ها دیدیم … ایران 70 میلیون جمعیت داره ! شما 65 میلیون باقی مونده رو جزو اون دسته ای شمردید که از ترس جونشون حتی نمی خوان متوجه چیزی بشن ؟
      چهارمین نکته : تقریبا در حالتی بد بینانه 85% مردم مرجع تقلید ندارن و این در حالیست که به دیدن تبریکات تلویزیونی و زیرنویس ها اکتفا می کنن و عیدی سنتی رو که شاید حتی به آن اعتقاد هم ندارن ، جشن می گیرن ، به هم تبریک میگن !
      پنجمین نکته : هرکس دایره ی شناختی محدودی داره ؛ بنده اصراری بر صحت مطالبم و تلقین نظراتم به خواننده های وبلاگ رو ندارم . بنابراین باید بگم که من طبق برخورد اطرافیانم و مردمی که در خیابان ها می بینم در شیرینی فروشی ها و میوه فروشی ها می بینم قضاوت شخصی می کنم و در وبلاگ شخصی می نویسم و نظرات شخصیم رو در اختیار دوستان قرار میدم ! دوستان اگر خلافش رو می بینن من خوشحال میشم که بهم اطلاع بدن ؛ از شما هم برای این اطلاع رسانی ممنونم
      ششمین نکته : جمعیتی که برای عید فطر می رن ؛ پشت سر یکی از روحانیون نماز می خونن ؛ چه خامنه ای و چه هرکس دیگه ؛ اونها هستن که انگشت شمارن ؛ چند صد نفر بیشتر نیستن که در جمعیت میلیونی گم هستن ؛ گرچه وجودشون انکار ناپذیره ! شما چرا اونها رو نماینده ی قشر مسلمان می دونید ؟
      هفتمین نکته رو در کامنت بعدیتون می نویسم

      پیروز باشید

  5. نازدانه می‌گوید:

    dar zemn 2 cm az aghaye mehdi duste moshtarekeman ke midunim mazhabi hastand ama na efrati baraye shoma duste gerami va bozorgvaram dar inja migzaram … سال قمري355روز است، ‌بنابراين7ماه ازآن30روز است و 5 ماه از آن29روز است. بنابراين با داشتن كمي اطلاعات نجومي به سادگي ميتوان فهميدكه
    به هيچ عنوان امكان ندارد كه دو ماه قمري پياپي 29 روزباشد

    ‌حال اگر« ظـــاهـــــرا»چنين شودكه هم شعبان وهم رمضان،29روزباشد، فقط ميتوان نتيجه گرفت كه:درتشخيص روز اول ماه شعبان «حـــــتـــما»ودرتشخيص روزاول رمضان،«احــــتمـــالا»اشتباه كرده ايم. درتقويم امسال، ماه شعبان29روزبود،‌ پس احتياطا بايد رمضان را30روزحساب كنيم….. اما جالب اينكه «هيـچـيك»از مراجع معظم تقليد، خبري ازرؤيت هلال ماه شوال از دو شاهد عادل دريافت نكرده اند!!ء——-راستي آيا غير از مراجعي كه اسمشان برده شد،‌هيچ مرجع تقليد معروف و معتبر ديگري وجود دارد!!؟
    درواقع ميتوان چنين گفت كه كل حوزه هاي علميه، يكشنبه را عيد فطر اعلان نــكرده اند

    آگاهان معتقدند كه حكومت خامنه اي از ترس ايجاد يك روز قدس ديگر، در اقدامي مسخره و با توسل به فتوايي نادر(جواز رؤيت هلال از طريق تلسكوپ!!) كه اكثر مراجع چنين نظري را قبول ندارند، باعث شد كه فقط خامنه اي و طرفدارانش نماز عيد فطر را اختصاصي! و در محيط سربسته و محدود دانشگاه تهران(كه به تازگي خيابانهايش نيز با برزنت سرپوشيده شده!) بخوانند، و از اغتشاشات!!! احتمالي مردم سبز، پيشگيري كنند. از طرفي با خوانده شدن نماز عيد فطر در امروز، هيچكس جرات ندارد فردا(دوشنبه)نمازعيد فطر را بخواند

    • meysam.b3 می‌گوید:

      هفتمین نکته : من نه مسلمانم و مدافع حقوق مسلمانان و مذهبشان ، نه روزه گرفتم و میگیرم و نه فطر عید من است ؛ کشور هنجار ها ، سنت ها و قوانینی ندارد که برای یافتن آنها لازم نیست به کتب قانون یا کتب تاریخی مراجعه کرد … آن زمان که 100 درصد مردم در تعطیلی عید فطر در خانه می مانند یعنی فطر را به عنوان یک عید پذیرفته اند . من اصلا بحث خامنه ای و آقای منتظری و آقای صانعی نمی کنم که از اخبار هم مطلعم … این یک مطلب احساسی است و دو هدف رو دنبال می کند ؛ اول : همدردی با خانواده های شهیدان ؛ دوم : یادآوری به دوستان مبارز که عید را در سوگ نمی پذیریم و همینطور همیشه به یاد شهیدانمان هستیم !

      شاد باشید

  6. پریا می‌گوید:

    احساس بدی دارم که تو لحظه های خوشی اونا رو فراموش کردم ، مرسی که یاداوری کردی

  7. fatemeh.k می‌گوید:

    سلام
    عید شما هم مبارک.
    من فکر میکنم ما مبارزه میکنیم که زندگی کنیم، نه بر عکس.
    از هر فرصتی هم برای زندگی کردن استفاده میکنیم.چون حکومت ما می خواد اول همه رو هرچه بیشتر سیاسی کنه، بعد همه رو نا امید کنه تا بتونه بهره برداری کنه.
    مرجع تقلید- با فرض پذیرفتن لزوم وجودش- تنها میتونه حکم بده روزه در روز عید فطر حرام است.اینکه چه روزی عیده به اون ربطی نداره به متخصصش که منجم باشه مربوطه.اما ما متاسفانه اجازه میدیم یه روز که مثل روزای دیگه است سیاسی بشه و آقایون به نام احساسات دینی و مذهبی برامون تکلیف معین کنن.
    همه ی این روز ها همه ی ما اومدیم که اختیار و آزادی وحقوقمون به خصوص حقوق شهروندی مون رو از حکومت پس بگیریم و داشتن آزادی با یاد ندا ها و سهراب هاست که معنی داره.دونستن اینکه حقوقی سلب شده، که بدون اون ها زندگی و زنده بودن از مفهوم می افته.

    فاطمه-k

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام دوست خوبم

      فراموش نکنیم که همه با هم در یک مسیر حرکت می کنیم … در این مسیر عده ای را از دست داده ایم و باید در سوگشان بنشینیم . هدف زندگی کردن است تا محقق نشدن خواشت ها و اهدافمون باید مصمم باشیم و همواره نظام رو از خواست های محکممون بترسانیم .
      ایران همواره به دلیل مشکلات سیاسی و اقتصادی و فشار های اجتماعی ای که بر مردمش آورده کشوری سیاسی بوده … دانش آموزانی که از درب مدارس خارج می شوند در مورد سیاست صحبت می کنند گرچه تحلیل هایشان خیلی مناسب حال روز نیست اما به تناسب سنشان دیپلمات هستند . ما همیشه کشوری سیاسی داشتیم و این محدود به امروز و دیروز نیست … از طرفی این روز ها بیش از همیشه نیاز داریم که سیاسی باشیم و باید بگم برعکس این خواست سیاسی بودن فضای کشور خواسته ی امروز نظام نیست گرچه خواسته ی دیروزش بوده .
      در انتها باید بگم در این مسیر باید جدی ، صادق ، آگاه و حق شناس بود . حق شناس به معنی آگاهی از حقوق فردی و جمعی و هم به معنی قدردانی از آنان که شهید شده اند و یا امروز در بند هستند .

      پیروز باشید

  8. آزادي بيان می‌گوید:

    درود بر آرش نازنين

    مطلبت را با همان شيوايي و احساساتي كه در نوشته هايت ميشناسم تهيه و تدوين كرده اي ولي لازم ميدانم توضيحاتي در رابطه با مطلب فوق برايت بنويسم و اميدوارم روحيه نقد ناپذيري مقامات را به ارث نبرده باشي
    آرش جان دوست نازنينم به نظر جنابعالي ندا ها…سهراب ها به چه دليلي كشته شدند؟!
    حكومتي كه نوك هرم آن اسلام و محمد است و ولايت فقيه وظيفه بعد از آن را در دنياي شما از نظر روش و هدف زندگي بر عهده دارد و از درون اين مكتب اشخاصي مانند احمدي نژاد براي پيشبرد اهدافشان در كشور شما ايران انتصاب ميشود و توسط احكام صادره در دينشان دست به ترور ندا ها و تجاوزها به ترانه ها با بانگ يا حسين مي نمايند ميتواند بدسليقه اي جنابعالي را براي انتخاب روز فطر براي تبريك به شهيدان راه آزادي نشان دهد
    فرموده ايد شادي و جشن را نه تقويم نه تاريخ هيچكدام براي من مشخص نميكند…… عجبا
    براي تقويم زائيده شده از اسلام را ميتوانم درك كنم ولي چرا تاريخ؟؟؟؟؟!!!!!!!!
    شايد بعد از حمله تازيان به خاكمان ايران تاريخ ما دستخوش تغييراتي نا خواسته و لكه هاي ننگين شده است ولي شما بايد به تاريخ قبل آن افتخار كرده و به عنوان يك ايراني وطن دوست يكي از اعيادي كه متعلق به خون و خاك ما ميبود را براي تبريك براي شهيدان راه آزادي انتخاب مي فرموديد نه عيدي از تقويم تازيان ددمنش را
    پس تاريخ ايران باستان را سر لوحه انتخاب شادي و جشن هايتان قرار دهيد نه روزي را كه متعلق به اين آب وخاك نيست و وارداتي از نوع استثمارش ميباشد
    آيا انتخاب روز تبريك براي اين عزيزان از دست رفته بطور مثال:جشن تیرگان…جشن مهرگان…جشن سده…جشن ماهها و……بهتر نميبود؟؟!!
    سخنان بسياري هست كه از حوصله اين مكان خارج است…
    موفق و مويد باشيد

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام آزادی بیان عزیز

      ابتدا آنکه دلیل کشته شدن سهراب ها ، ندا ها و اشکان ها بی شک مبارزه با اسلام نبوده و همینطور به منظور کنار زدن فرهنگ و یا اعیاد اعراب هم نبوده ؛ بیایید به آنچه حقیقتا این عزیزان برایش جان داده اند احترام بگذاریم .
      بحث نوشته محمد و علی و مسلمان و نا مسلمان و در آخر من و شما نیستیم … به تقویم نگاه نمی کنم چراکه من و مردم خودمان را بر طبق تقویم سر شوق نمی آوریم و به تاریخ هم نگاه نمی کنم چراکه عزیزانی که شهید شده اند بسیاریشون حتی از وجود اعیادی که نام بردید مطلع نبوده اند .
      بیایید یکبار برای همیشه تکلیفمان رو روشن کنیم … یا واقع بینیم و یا آرمان گرا … یا حقایق را می بینیم یا ما هم مثل نظام دست به تحریف واقعیت ها می زنیم .
      اینجا ایران است با درصد بسیار قابل توجهی مسلمان که تعدادشان چندین برابر بیش از لائیک ها و اقلیت های مذهبی دیگر است . اینجا ایران است کشوری که اسلام (خوب یا بد ) سال ها پیش به آن راه یافته و امروز در بافت جامعه خودش را جای داده ؛ حال با وجود این واقعیت ها دو نوع برخورد می توان کرد می توان نگرش شخصی نسبت به اسلام را کنار گذاشت ؛ میزان را احوالات مردم درون شهر (رضایت یا عدم رضایت یا شکایت مردم ) دانست و بر طبق همین احوالات مناسبت ها را تعیین کرد و یا بالعکس می توان نگرش شخصی را در همه چیز رسوخ داد و نفرت از اسلام و اعراب را تا آنجا بزرگنمایی کرد که تعداد قابل توجهی از مردم هم سانسور شوند و این همان برخوردیست که نظام می کند .

      وطن پرست بودن به معنی بستن چشم و گوش بر حقایق امروز نیست … تاریخ گذشته ی ایران مایه ی افتخار من است و افسوس که ایران امروز این است و من ساکن این ایرانم و برای این ایران می جنگم … از کوروش و داریوش می گویم و می نویسم ولی آن تاریخی را تبریک می گویم که مردم امروز کشورم در آن روز شادند نه آن روزی که مردم دیروز شاد بودند . حال متناسب با روحیات شما باشد یا نباشد .
      من برای مردم می نویسم و نه برای قشری خاص و نه برای خودم … من آنچه مشاهده می کنم را می نویسم نه آنچه تصور می کنم . خیالات همیشه زیبا هستند و آرمان گرا ها همیشه شاکی … چشم ها را به روی حقایق باز کنید دوست خوبم .

      شاد باشید

  9. نازدانه می‌گوید:

    dorud..ekhtelafe aghideh ye ma risheh i va bonyadist va jaye bahsi nemimand..taghire masire fekri va aghidatiyetan ro behetun samimane tabrik migam..va tatbigh dadane armanhayetan va afkaretan ra ba vagheiyat va dustanetan..armani danestane haghighat va vaghe gara shodanetan ra va baz shodane chashmetan ra va shadiyetan ra va eidetan ra..tahavole sari va ghabele taamolist..shad bashid vali be yad dashteh bashid hagh ra ba haghighat misanjand na ba tedade afradi ke az an defa mikonand ya dar shirini forushiha va miveh forushiha mibinid..!!bayad haghighat ra faryad zad agarcheh tanha kasi bashim keh az an defa mikonim..va agarcheh bar khalafe masire omumi bashad..garche az in dine riyai va ensan setiz va khoshunat baar bizaram vali arezu daram dar masire jadid movafagh va piruz bashid

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام
      هر کامنت رو در جواب کامنت مذکور دادم ! نمی دونم چطور شما پاسخ های خطاب به آزادی بیان رو نقل قول می کنید و ایشان هم کامنت های بنده خطاب به شما
      هیچ تغییر مسیر فکری ای در من وجود نداره ؛ بحث سادست و شما با پیچیده سازی بحث دارید دست به اتهام زنی می کنید ؛ یکبار مساله رو توضیح میدم و امیدوارم همه چیز روشن بشه .
      مسیری آغاز شده … افراد و گروه های بسیاری هم در این جریان شرکت دارند ؛ به عنوان مثال در روز قدس خانمی چادری داشت به یک دختر خانم می گفت که برخی فکر می کنند چون من چادری هستم نمی تونم سبز باشم ؛ و اینجا بحث با این سوال خاتمه می یابد که آیا آن خانم چادری می تواند سبز باشد یا خیر ؟ اگر پاسخ شما آریست پس از من بپذیرید که باید به عقایدی که درست یا نادرست در او شکل گرفته احترام گذاشت حتی بنده ای که شعار سکولاریسم می دهم باید اعتقادات ایشان احترام بگذارم ارچه از اسلام بیزارم و البته اگر پاسخ شما خیر است که بحثی نمی ماند که این انحصار طلبیست و سانسور انسانی
      ضمنا باید بگم دوستان جدیدی به من اضافه نشده و ظاهرا دوستانی رو دارم از دست میدم و صد البته این به دلیل این نیست که تعداد بیشتر حامی من هستند که در اینصورت تنهایی نتیجه اش نبود … اما فکر می کنم با عقاید و رفتار من آشنایی کافی دارید ؛ در برابر افترا و توهین سکوت نمی کنم و تغییر رویه نمیدم و چقدر جو امروز من و وبلاگ من شبیه وبلاگ های دیگری است که تا دیروز با هم برای بحث رفته بودیم فقط جایگاه ها جا به جا شده است ؛ تا دیروز با هم بودیم و امروز در برابر هم و آن دوستانی که همیشه حمایت کرده اند امروز از شما حمایت می کنند . پاسخ واقع بینی و دوری از آرمان گرایی برای شخص آقای آزادی بیان بود که انتظار دارند بنده جشن سده را تبریک بگویم در حالیکه خودشان تا به حال یکبار هم این تبریک را به کسی نگفته اند !
      ایرادی ندارد … این تغییر رفتار ها همیشه بوده و هست … برای از دست دادن همفکرانی که نیاز است امروز در کنار هم باشیم اندوهگینم ولی از اینکه برای دفاع از عقایدم می ایستم خوشحال !
      امیدوارم شما در هر مسیری که هستید پیروز باشید … همیشه شما رو به خاطر خواهم داشت

  10. آزادي بيان می‌گوید:

    آرش خان بي شك كشته شدن اين عزيزان براي مبارزه با اسلام نبوده است و حتي نميدانستند همين تئوري هاي برگرفته از اسلام روزي باعث كشته شدنشان خواهد بود .
    قتل اين عزيزان فقط و فقط براي به خطر نيفتن نظام ولايت فقيهي بوده است و بس .
    اين دژخيمان هنگامي كه قلب اين عزيزان را نشانه گرفته بودند بمثابه هدف قرار گرفتن قلب كفار بود و بس .
    چرا طفره مي رويم ؟؟!!
    كدام تحريف ؟؟!!
    نيازي به حمايت شما نيست اينان با داشتن 5 كانال ايراني و ده هاكانال ماهوارهاي و صدها سايت اينترنتي و با آرزوي تحقق هلال شيعي در خاورميانه به اندازه كافي امكانات دارند
    فرموده ايد من براي مردم مينويسم نه براي شما و خودم
    شما از كدام مردم حرف ميزنيد؟؟؟!!!
    مردمي كه در اين سي سال به اندازه كافي متنبه شده اند كه هر چه بر سر شان آمده است از اسلام است وبس يا گروه انگشت شماري كه در روزهاي جمعه تكبير گويان قصد دهان و مغز و جان ما را كرده اند شما با كدام مردم نشست و برخاست ميكنيد كه در اين روز وارداتي آنان را در قنادي ها و…ميبينيد؟
    شايد اين مراسم و تبريك گفتن ها در زندگي ما موروثي شده باشد… اتفاقا من از شما ميخواهم كه تكليف خودتان را هر چه زودتر مشخص كنيد كه ادامه دهنده راه منسوخ شده و غرق شدن در تاريكي هاي توهمات فكري و ديني جامعه هستيد يا راه روشنگري را انتخاب خواهيد كرد؟؟؟!!!
    بدانيد كه نوشته هاي ما براي آيندگان مي تواند ارثيه اي گرانبها باشد.
    مي فرمائيد من براي مردم مينويسم نه براي خواص…..
    عجبا كه شما هم مانند سردمداران حكومتي مارا به خودي و غير خودي تقسيم ميكنيد و صحبت از شهروند درجه يك و دو ميكنيد
    پس شما چشمان خود را بر روي حقايق باز كنيد و به كج راهه نرويد يكبار براي هميشه زندگي روزانه و منطقي خود را با زندگي شبانه و احساساتي خود تلفيق نكنيد و راه خود را شايسته انتخاب كنيد.
    (لازم به توضيح است كه اين مباحثه بين دو دوست ديرينه انجام ميشود و هر گونه سو استفاده تفرقه افكنان بي ثمر خواهد بود)
    موفق و مويد باشيد.

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام مجدد

      همین که آنها برای اسلام ستیزی کشته نشدند برای ادامه ی بحث کافیست و اینکه چرا کشته شده اند بی شک پاسخ هایی که در هر قبر است متفاوت است !
      من از مردمی صحبت می کنم که در خیابان ها هستند ؛ سنت دارند ، اعتقاد دارند ؛ هنجار ها و ناهنجاری های رفتاری دارند … غلط یا درست اینها مردمند نه اطرافیان من که این جمله که بنده با چه کسانی نشست و برخاست می کنم هم دیشب توسط صمیمی ترین دوستم به من گفته شد ؛ من رو ببخشید که با بد کسانی نشست و برخاست می کنم اما این حریم خصوصی من است نه مردم ! اگر شما در شهر یا کشوری هستید که حسن و علی را که برای خرید در مغازه ها هستند به جا می آورید باید بگویم که بنده در شهری هستم که حتی همسایگان خودم را هم نمی شناسم ! من یک جامعه ی آماری را ، که در خیابان وقتی پشت فرمونم و از کنارشون عبور می کنم ؛ وقتی پیاده ام آنها را می بینم و رفتار هایشان را می سنجم ، آنهایی که به هم در خیابان ها و یا موبایل به دست تبریک یا تسلیت می گویند و … ملاک سنجش قرار می دهم .
      تشخیص اینکه بنده در توهمات هستم نظر شخصی شما و قضاوت شخصی شما و البته در جایگاهی نیستید که این قضاوت رو بکنید … شما نظر شخصیتون رو می تونید در مورد نوشته ی مذکور من با موضوعیتی که می بینید بنویسید نه در مورد شخص من ! بنده اصلا دین ندارم که توهمات دینی داشته باشم و اینکه بنده را حال روشنگری هستم یا خیر هم باز مساله ی شخصی بنده است و نیازی به توضیح هدفم از نوشتن نیست .
      من برای مردم می نویسم … باز هم تکرار می کنم و آنکه دو دسته گی ایجاد می کند شما هستید نه من … مگر شما جزء مردم نیستید ؟ کدام گروه خاص ؟ تفرقه اندازی در این شرایط گرچه ممکنه به نظر خودتان مفید آید اما بزرگترین آسیب را به جریانات می زند … به صحبت های خودتون فکر کنید … زندگی منطقی خودتون رو هم وارد زندگی شبانه و احساساتی خودتان بکنید اتفاقا تا خوب و صحیح تصمیم بگیرید … تک بعدی بودن هرگز نمی تونه اجازه بده تا صحیح بسنجید و تصمیم بگیرید

      پیروز باشید

  11. fatemeh.k می‌گوید:

    آقای میثم
    با این صحبتتون که «هدف زندگی کردن است تا محقق نشدن خواشت ها و اهدافمون باید مصمم باشیم و همواره نظام رو از خواست های محکممون بترسانیم «؛ موافقم. و اینکه گفتید: «حق شناس به معنی آگاهی از حقوق فردی و جمعی و هم به معنی قدردانی از آنان که شهید شده اند و یا امروز در بند هستند .» شاید نتونستم خوب بیان کنم.
    با در سوگ نشستن هم موافق نیستم چون به نظرم نا امیدی میاره که منجر به رخوت و جمود میشه.
    در اینکه فضای کشور ما بیش از حد سیاسیه شکی نیست. اما موضوع قابل دفاعی هم نیست. اینکه حکومت هدفش اینه که مردم رو به سیاست سرگرم کنه وبعد کاری میکنه که همه از سیاست متنفر بشن و فرار کنن و بعد اونارو از پشت با تیر میزنه؛ اصلا خوب نیست.
    به نظر من هم پویایی سیاسی باآگاهی امکان پذیره. وآگاهی تو فضای مرده و غم زده خیلی سخت بدست میاد. دانشگاه های کشور های پیشرفته فضای سیاسی نداره اما امکان فکر و تحلیل و نشست سیاسی هست.

    • meysam.b3 می‌گوید:

      سلام مجدد دوست عزیزم
      ممنون که سر می زنید و دیدگاه ها را دنبال می کنید .
      در مورد سوگ باید گفت که به کلمهی سوگ نباید به چشم عزاداری کردن و اشک ریختن و افسرده بودن نگاه کرد بلکه منظور بنده از سوگواری این بود که باید چنان به یاد از دست رفته های این جریان بود که از این یادآوری به عنوان عوامل انگیزنده برای مبارزه استفاده کرد چراکه یک مبارز برای مبارزه نیاز به آگاهی ، خشم و آرمان دارد … یادآوری این مساله به فراهم آوردن فاکتور خشم کمک می کند .

      اما در مورد سعی نظام در سیاسی کردن مردم مخالفم … آنچه مردم را امروز سیاسی کرده فضای اجتماعی و اوضاع اقتصادی کشور است که در زندگی شخصی افراد بیش از حد معمول تاثیر می گذارد . مثالی ملموس می زنم تا شاید بهتر منظور من رو متوجه بشید … در زمانی پیش از انتخابات معمولا شما آزادی های نسبی در زمینه های اجتماعی می بینید چراکه نظام به خوبی می داند آنچه امروز مردم را سیاسی کرده فشار های اجتماعیست پس با کاهش فشار سعی در جلب رضایت و کاهش فضای سیاسی کشور دارد . یا در نمونه های نزدیک تر با قطع اس ام اس ، اینترنت و راه های تماس سعی در کاهش آگاهی افراد دارد که به نوعی دعوت به دوری از سیاست محسوب می شود .

      در مورد دانگشاه ها هم با شما موافقم … اما در مورد مردم ایران باید پذیرفت که این جامعه یک جامعه ی احساسی-سیاسی است یعنی افراد ضمن آنکه دوست دارند در سیاست کشور نقش پذیر باشند به همان اندازه احساسی برخورد می کنند و شاید این بزرگترین دلیل تکرار اشتباهات مردمی بوده ؛ بنابراین در چنین شرایطی با تحریک احساسات در زمینه های سیاسی است که می توان مردم را به سمت و سوی اطلاع رسانی و آگاهی سوق داد .

      باز هم سپاس از کامنت های خوبتان
      پیروز باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: