جوارح ما به خشونت عادت کرده اند !

از مدتی پیش ترور اجتماعی در شهر های ایران شکل وسیعی به خودش گرفت چنان که رعب و وحشت را خانه به خانه منتقل کرد و هیچ کسی را از این هراس اجتماعی بی نصیب نگذاشت .
از طرح های مدت دار شروع شد و ناگهان تصمیم گرفته شد که دائمی در کشور اجرا شوند . اراذل را گرفتند و آفتابه به گردنشان انداختند و در محله هایشان چنان ارشاد کردند که جای ارشاد هایشان شاید تا ابد بر تن اینها مانده باشد ؛ البته مساله ی مهمتر چشمانی بود که شاهد این ارشاد های سخت بودند ؛ چشمانی که به هر جنسیتی تعلف داشتند و هر سنی را شامل می شدند . موضوع اصلا ارشاد و مامورین نیستند و تنها مساله ای که اهمیت دارد مردمی بودند که همیشه انتظار آرامش را داشته و دارند و در محله هایشان در مقابل چشمان اعضای خانواده شان چنان ارشادی را می دیدند که حتی در کابوس هایشان هم ندیده بودند .
از اراذل که گذشتند رو راست نام اراذل را بر دختر و پسر مردم نگذاشتند ولی عملا مانند همان ها برخورد کردند … گشت ها در خیابان ها دستگیر کردند ، زدند ، توهین کردند و اینبار ارشاد اجتماعی را چنان گسترده انجام دادند که ترس خرج از خانه هم در خانواده ها ایجاد کردند . بر پاهای دخترانی که شلوار های چند سانت کوتاه داشتند تیغ کشیدند ، دخترانی که به چشم هیز مامورین و مسوولین لباس های محرک می پوشیدند را دستگیر کردند تا خانواده ها مانتو و لباس مناسب نمی آوردند در بازداشتگاه های مخوفشان نگه می داشتند .
برای اینکه مردم بیشتر احساس امنیت کنند تمام ارگان های نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و … زن و مردشان در خیابان ها مانور دادند و همینطور که با اسلحه ها و پوشش های خوفناکشان سعی در ایجاد زوری حس امنیت در بین مردم داشتند خیابان ها را نه تنها از حضور دزد و قاتل و … پاک کردند بلکه ملتی را هم از خرید روزانه شان هم ترساندند .
مساله به اینجاها هم ختم نشده … در اعدام ها رکورد زدند و در خیابان و کوچه و بزرگراه تا توانستند هرکه را به هر بهانه به دار مجازاتی آویختند که همراه لحظه به لحظه جان دادن محکومین ، چشمانی به دیدن خشونت عادت می کردند .
در زندان ها خبر جان باختن زندانی ها را شنیدیم و خواندیم … زندانی هایی که شاید هرگز از دید اجتماعی جرمی مرتکب نشده بودند .
اینها را خطاب به کسانی نوشتم که شعار می دهند که گشت ارشاد را بر میدارند و هزار کار را که انجام نخواهند داد را در بوق و کرنا می کنند . آقایان محترمی که فکر می کنید با این شعار های پوچ و توخالی برای خودتان رای می خرید … باید بگویم که تمام جوارح ما به دیدن خشونت عادت کرده … مدت هاست که هر جا رفته ایم از کشتار و بگیر و ببند و خون و خونریزی شنیده ایم و خوانده ایم و دیده ایم و در خیابان ها وحشت را با گوشت و پوست خود لمس کرده ایم ؛ دیگر اهمیتی ندارد که گشت ارشادی باشد یا نباشد چون به اندازه ی کافی دیدیم آنچه نه باید می دیدیم و نه می خواستیم که ببینیم … ما مفهوم ترور را با ذره ذره ی وجودمان در سطح شهر درک کرده ایم .

Advertisements

9 Responses to جوارح ما به خشونت عادت کرده اند !

  1. کوروش می‌گوید:

    سلام میثم عزیز وقت شما بخیر
    کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند
    ممنون از اظهار نظر شما
    میثم عزیز من بر خلاف شما با اطاعت از سخن آقای مرتضی راوندی که در جلد اول تاریخ اجتماعی ایران می گوید : (( انسان از بدو پیدایش و تولد خود را برای عرض ادب و اظهار انسانیت خود را به نقطه ای بلند می رسانده و ژنتیک وار به چیزی برتر و قدرتمند تر عرض ادب می کرده )) پیروی می کنم .
    و در پایان شما را دعوت به سخنی از اشو می کنم در باب دینداری :
    دینداری اگر از خنده تهی باشد
    دلمردگی ست
    هنگامی کامل است
    که خنده ی تمام عیار را در دل خود داشته باشد
    خنده ای پر شور و از ته دل
    خنده ای که در تک تک سلول های وجود تو
    به رقص درآید و در تمام هستی ات موج بردارد .
    آنگاه خنده ی تو از تو هم فراتر می رود
    و تو در برابرش کوچک و کوچکتر می شوی
    خنده ای که همچون رایحه ، تو را در بر می گیرد
    و تو در آن ناپدید می شوی
    این معجزه ای ست که در خنده اتفاق می افتد
    نفس تو ناپدید می شود
    نیایش تو باید به خنده های پر شور تو مدد برساند
    نیایش تو با خنده قدسی تر می شود
    این خداوند است که می خنداند
    نفسانیت از خنده ی حقیقی گریزان است
    گاهی برای یک لحظه
    نفخه ای از عالم بالا بر تو می وزد .
    در این لحظه ی مغتنم درنگ نکن
    و پنجره را باز کن .
    بگذار نفس از اتاق دلت بیرون برود
    و تو را برای همیشه آسوده بگذارد .
    تو وقتی هستی
    که نفس نباشد ، وقتی نفس باشد
    تو نیز نیستی
    در ره منزل لیلی خطرها کمین کرده است .
    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی .

    شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
    راستی از بابت تصویر امیدرضا میر صیافی بی نهایت مناسف شدم

    • meysam.b3 می‌گوید:

      درود بر کوروش عزیز
      سپاس از کامنت شما

      انسان از بدو پیدایش و تولد خود را برای عرض ادب و اظهار انسانیت خود را به نقطه ای بلند می رسانده و ژنتیک وار به چیزی برتر و قدرتمند تر عرض ادب می کرده

      کوروش عزیز من اساسا با این اجمله مخالفم البته اگر شما چیزی برتر و قدرتمند تر را به منظور خدا استفاده کرده اید که اگر خدا چیز است که در معیار ها می گنجد تا قدرت و توانایی هایش در مقابل من انسان سنجیده شود لایق پرستیدن نیست .
      البته هرگز منظورم توهین نیست فقط نقص جمله ی مثالی را نقد کردم .
      کوروش عزیز ممنون از بابت شعر زیبایی که نوشتید ولی این روز ها افراد به دیندار نگاه می کنند و در مورد دین نظر می دهند چرا که ادیان اصیل همه به خاک سپرده شده اند ؛ برخی ظاهری تحریف شده اند و برخی باطنی و از این لحاظ هیچ تفاوتی با هم ندارند بنابراین با نگاهی که به دینداران عصو خویش داشتم و دارم دین را برای همیشه در دور افتاده ترین انبار های زندگی خودم نگهداری می کنم تا حتی در اوج نیاز هم به سراغش نروم .

      باز هم سپاس بابت پاسخ خوب شما .
      مرگ امیدرضا میرصیافی تمام جامعه ی وبلاگ نویسان را متاسف و متاثر کرد …
      شاد و پیروز باشید

  2. کوروش می‌گوید:

    سلام میثم جان وقتت بخیر
    خوبی حای آقا کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند
    داداش مواظب خودت باش که شمشیر و از رو بستم
    البته باید گفته باشم فقط غلافش تو کمرم بستم

    اماعزیزم از نزاح گذشته میثم جان سلام و عرض ادب
    ممنون از اظهار نظر شما
    مرسی .

    داداش گلم شما هر افکاری که دارید تو همون عالم انسانیتی که خدمت تون عرض کردم برای من تعریفی در جایگاهی با تعریفی در عالم بی نهایت ،
    احترام دارای جایگاهی با نام آقا میثم گل رو داره و ، وظیفه ی خودم می دونم در مقابلش با افتخار هم سر تعظیم فرود بیارم تو این حتی یه لحظه هم شک نکن اما شما می گین : ((
    کوروش عزیز من اساسا با این جمله مخالفم البته اگر شما چیزی برتر و قدرتمند تر را به منظور خدا استفاده کرده اید که اگر خدا چیز است که در معیار ها می گنجد تا قدرت و توانایی هایش در مقابل من انسان سنجیده لایق پرستیدن نیست. شود
    البته هرگز منظورم توهین نیست فقط نقص جمله ی مثالی را نقد کردم ))
    ولی من می گم آقا میثم :
    برای من مذهب صرفا به معنی جنبه ای از عشقه من اینجا هستم تا زیبایی زندگی ، جلال و شکوهی که من و تو رو احاطه کرده به خودم و خودت نشون بدم میثم جان نمی شه زندگی رو درک کرد بلکه زندگی رو باید زندگی کرد نمی شه عشق رو درک کرد اما می شه به عالم عشق قدم گذاشت بقول معروف در ره منزل لیلی خطرها کمین کرده است ، شرط اول قدم آن است که مجنون باشی . آره داداش گلم شنا کردن و با شنا کردن شناخته می شه عشق فقط با عشق ورزیدن و عبادت فقط با عبادت کردن که از هوای نفسانی و قابل درک و ملموس اطراف و پیرامون ما در معنای کلمه به خود جامعه ی عمل می پوشونه راستی داداش گلم اریک فون دانیکن این نویسنده ی سوئدی خالق اثر ارابه ی خدایان را می شناسی ایشون در داده های ذهنی و باوری خود بر این عقیده هستند که ما انسانها به مانند موش های آزمایشگاهی هستیم که موجوداتی دیگر از سیاراتی دیگر بر ما و تمام وجود زنده ی تمام موجودات احاطه ی کامل داشته اند و از نظر ایشان اینان خدایان ما هستند این نویسنده چندین اثر معروف از قبیل روز مرگ خدایان و تکرار تاریخ و چشمان ابولهول و…. را دارا می باشد که از این مستندیات که نتیجه ی تحقیقات شخصی خود می باشد گرد و خاکی را در باورها و افکار مردمان با ایمان به قدرت و توانایی خداوند را ایجاد کرد در این وبلاگ یک پست با نام آیا خدا فضا نورد بود منتشر گردیده که این پست را به شما پیشنهاد می کنم ولی بخشی از این پست را برای شما در این کامنت منتشر خواهم کرد .
    آیا خدا فضا نورد بود ؟

    کتاب مقدس مملو از رازاها و تضادهاست. مثلا کتاب پیدایش، با آفرینش زمین که بسیار منطبق با علم زمین شناسی است ،آغاز می شود .اما گوینده از کجا می دانسته که مواد معدنی قبل از گیاهان و گیاهان قبل از جانوران پدید آمده؟
    چرا خداوند به زبان جمع صحبت می کند ؟
    چرا خداوند به زبان جمع صحبت می کند ،چرابه جای بسازم ، بسازیم را به کار می برد ، وچرا او می گوید ما و نه من ؟ زیرا به نظر می رسد که یک نفر مانند خدای یگانه باید به جای فعلهای جمع ، ازفعلهای مفرد استفاده کند .
    پسران خدا ؟
    در این زمان که تعداد انسانها روی زمین زیاد می شد . پسران خدا مجذوب دختران زیبا روی انسانها شدند و هر کدام را که پسندیدند برای خود به زنی گرفتند (پیدایش ، فصل شش ، آیات یک و دو ). حال چه کسی می تواند بگوید که چرا پسران خدا ، دختران انسانها را به زنی می گرفتند ؟ بنی اسراییل تنها یک خدای بزرگ داشت پس پسران خدا از کجا آمدند؟
    پس از آن پسران خداودختران انسانها باهم وصلت نمودند ، که مردانی غول آسا از آنان به وجود آمدند.
    مردانی که در تمامی افسانه های شرق و غرب که اغلب صفحه های کتابهای قدیمی مملو از داستا نهای آنهاست.
    پس مسلما آنها وجود داشته اند حال این مردان غول آسا چه موجوداتی بوده اند آیا آنان همان اجداد ما که این آثار بزرگ و معبد های عظیم را به وجود آوردند و شاید فضا نوردانی بودند که از ستارگان دیگر آمدند و معلومات علمی بسیاری از معلومات علمی ما داشته اند؟
    شبهای شما به شادی روزهای شما در پناه آزادی

    • meysam.b3 می‌گوید:

      درود بر کوروش عزیز
      دوست خوبم اگر اجازه دهید ترجیحا از ادامه این بحث اجتناب می کنم چون حقیقتا دوستی شما برای من اهمیت بیشتری دارد تا بحثی که در آن ممکن است شما رو از خود برنجانم .

      برای شما آرزوی کامروزی دارم .
      موفق باشید

  3. آریو می‌گوید:

    دمت گرم. هرچقدر بیشتر مارو زجر بدهند ماشین کشتار عظیم‌تری برای پایان زندگی خودشان ساخته‌اند.

    • meysam.b3 می‌گوید:

      درود بر شما آریوی عزیز
      منت گذاشتید که وبلاگ بنده سر زدید و مطالعه کردید

      شاد و پیروز باشید

  4. کوروش می‌گوید:

    داداش سلام و عرض ادب
    کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند

    داداش گلم اول از اینکه با ما به از این باش که با خلق جهانی
    دوما تمت خیلی قشنگ شده مخصوصا با اون عکس جالب ارنستو چه گوارا
    داداش خدایش دلم برات تنگ شده داداشا که با هم قهر نمی کنند
    قهر می کنند نه خودت بگو

  5. EDAMI می‌گوید:

    salam
    biayid entegam begirim az har ankas ke mara ba zamin kobid
    az anani ke salha pish zanano dokhtarane mara be kanizi gereftand tajavoz kardand
    mardaneman ra koshtando ba sare jenazeha namzae shokr khandand

    biayid eteraz konim
    mara khahand kosht biayid ghablaz mordan be mordane khod eteraz konim
    biayid ghabl az koshte shodaneman gatelan ra be zamin bekobim !!!
    biayid dast dar daste ham dahim
    MA MITAVANIM
    BIAYID DAAAAAAAAAAD BEZANIM
    AZADII RA FARYAD BEZANID

    EDAMI

    • meysam.b3 می‌گوید:

      درود بر شما دوست عزیز
      همه ی اینها که گفتید در قالب جملات زیبا هستند و در عمل کاملا واهی و پوچ !
      شاد و پیروز باشید و خدانگهدار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: