اقتصاد بیمار امروز ، جامعه ی بیمار فردا را نوید می دهد !

امروزه اقتصاد و درآمد مهمترین بخش زندگی هر ایرانی محسوب می شود .
به دلیل ضعف ها و معضلات فراوان و شرایط سختی که هر فرد سرپرست برای تامین خانواده اش متحمل می شود فشار های روانی در خانواده ها همواره رو به افزایش است فشار هایی که نسبت مستقیمی با انتظارات فرزندان و درآمد ناکافی سرپرست خانواده دارد ؛ در آمدی که میزان بسیار زیادی از آن صرف پرداخت اقساط ماهانه می شود و هزینه های روزانه اعم از خورد و خوراک و پوشش و … !
پس تکلیف فرزند و انتظاراتش چه می شود ؟ او قرار است با غلط ترین طرز تفکر رشد یابد و دنبال راه حلی باشد برای جبران بزرگترین کمبود زندگیش ، بحران اقتصادی و اینجاست که تفکراتی غلط در جامعه ترویج می یابد اعم از اینکه هرکه پول دارد دزد است و در این جامعه نمی توان از راه صحیح و سالم به پول دسترسی پیدا کرد … البته ممکن است که این ایده فقط در افکار من آرمان گرا که جامعه ای آرمانی و بی معضل را برای خودم متصور هستم اشتباه باشد چرا که امروز شاهد فساد اقتصادی ای هستیم که شاید زائیده ی همین بحران و نا برابری اقتصادی است !

در این میان پس نقش دولت چیست ؟ آیا این ماسله ای است که مسوولیتش باید تنها بر دوش خانواده ی باشد که حقوق بگیر دولت است ؟ دولتی که مردمش را در رفاه نگه نمی دارد چطور انتظار کم شدن آمار جرم و جنایت و دزدی را دارد ؟ دولتی که مردمش را در فقر نگه داشته چطور انگشتان دزد ها را قطع می کند ؟

دیر یا زود زمانی خواهد آمد که دولت باید پاسخگوی جفایش در حق مردم این سرزمین باشد … پاسخگوی مردمی که عمرشان را به قناعت گذراندند و شکایتی نکردند تا شاید فردایی باشد که اوضاع بهبود یابد .

دیر یا زود دولت باید بپذیرد که سیاست های اقتصادی ای که در کشور صورت گرفته هم از هم نادرست تر بوده اند و فساد اقتصادی امروز در ادارات دولتی و … تقصیری بر گردن کارمندان ندارد و ایراد از دولتی است که ملت بزرگ و عزیز ایران را به وضعی دچار کرده تا دست به تخلف بزنند ! نظامی که در اوج تورم کشور دست به افزایش نقدینگی در کشور می زند و با قطع یارانه ها و پرداخت دستی آن سعی در افزایش هرچه بیشتر تورم دارد نمی تواند به دنبال هدفی متعالی باشد !

این اقتصاد بیمار و فلج امروز برای جامعه ی ایرانی ما چیزی جز جامعه ای بیمار ندارد ؛ جامعه ای که در آن دزد ها به دزد بودنشان افتخار خواهند کرد و صادقین باید همواره سر شرمندگی در مقابل خانواده هایشان داشته باشند به دلیل نداشتن درآمد مکفی چنان که امروز هم شاهد چنین مسائلی هستیم …

تورم نسبتی مستقیم با رفاه جامعه دارد با افزایش تورم و کاهش رفاه انتظار می رود که شاهد بدترین تخلفات اجتماعی باشیم .

اما حق مطلب اینست که این ملت حق و حقوقی دارند … در کجای دنیا کسی با 30 سال سابقه کار دولتی با همکترین حقوق و مزایای ماهیانه بازنشسته می شود و برای تامین رفاه خانواده اش باز هم به کار می پردازد و شبانه روزی فعالیت می کند شاید فرزندش احساس کمبود نکند که در صورت موفق بودن پدر در رفع نیاز های مادی فرزند همچنان نیاز فرزند به دیدن و بودن در کنار پدر ارضا نشده !

در کجای دنیا فردی با 30 سال کار دولتی همچنان در خانه ای اجاره ای زندگی می کند و هیچ چیزی به نامش نیست تا شاید امیدوار باشد که بعد از مرگش به فرزندش می رسد که آینده ی فرزند را تامین و تضمین می کند ؟
نتیجه ی این نا برابری و فقر اجتماعی چیست ؟
چه کسانی محکومین این ضعف دولت هستند در سیاست گزاری اقتصادی ؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: